همچنين من در كتابهاى آنها ( اهل تسنن ) ديدهام كه جماعتى ( از مردم عادى ) را نام بردهاند كه آنها بعد از مرگ ، و پيش از دفن و بعد از دفن به دنيا برگشتند و حرف زدند و چيزها نقل كردند و سپس مردند ! وقتى مخالفين ما از اهل سنت و غير هم اين گونه موضوعات را نقل كرده و در كتابهاى خود نوشتهاند ، چرا حاضر نيستند قبول كنند كه علماى اهل بيت دوباره به دنيا برگردند و براى چه از روايات ائمه اطهار در خصوص رجعت اظهار تنفر ميكنند ؟ ! رجعتى كه علماى ما و اهل بيت پيغمبر و شيعيان آنها معتقدند از جملهء علائم و معجزات پيغمبر اسلام است ، چرا مقام آن حضرت در نزد اهل تسنن با انكار رجعت بايد از موسى و عيسى و دانيال پيغمبر كمتر باشد ؟ زيرا ميدانيم كه خداوند متعال بدست آنها مردگان بسيارى را زنده گردانيد و تمام علماى اهل تسنن هم باتفاق آن را قبول دارند .
حديث سلمان فارسى
مؤلف : شيخ حسن بن سليمان در كتاب « المختصر » از كتاب سيد جليل حسن بن كبش نقل مىكند كه وى از كتاب « مقتضب الاثر » بسند خود از سلمان فارسى روايت نموده كه گفت : روزى به خدمت پيغمبر ( ص ) رسيدم . حضرت فرمود : اى سلمان خداوند هيچ پيغمبرى را مبعوث نكرد جز اينكه دوازده نقيب براى او قرار داد . عرضكردم : يا رسول اللَّه اين معنى را من از يهود و نصارا هم شنيدهام .
فرمود : اى سلمان ميدانى آن دوازده تن كه خداوند بعد از من براى پيشوائى برگزيده است ، چه كسانى هستند ؟ عرضكردم : خدا و پيغمبرش بهتر ميدانند فرمود : اى سلمان خداوند مرا از نور پاك خود آفريد ، مرا خواند ، اطاعت كردم از نور من على را آفريد ، او را نيز خواند اطاعت كرد ، سپس از نور من و على فاطمه را خلق كرد ، و او را نيز خواند اطاعت كرد ، آنگاه از نور من و على و فاطمه حسن