يعنى : ما فتحى آشكار براى تو نموديم . تا خداوند گناهان گذشته و آيندهء تو را بهبخشد . و نعمت خود را در بارهء تو تمام كند و تو را به راه راست هدايت نمايد و خداوند تو را پيروزمند گرداند .
مفضل عرضكرد : آقا ، پيغمبر چه گناهى كرده بود ؟ ( كه خدا ميفرمايد :
گناهان گذشته و آينده تو را بهبخشد ) فرمودند : اى مفضل پيغمبر عرضكرد : خدايا گناهان گذشته و آينده شيعيان برادرم ( على بن ابى طالب ) و اولادم كه جانشينان منند تا روز قيامت به من واگذار كن . و مرا ميان پيغمبران و انبياء از كردهء پيروانم رسوا مگردان . خدا هم گناهان آنها را واگذار به پيغمبر كرد و همهء آنان را بخشيد .
مفضل ميگويد : در اين وقت من سخت گريستم ، و عرضكردم : آقا ، اين از موهبت خداوند است كه به بركت وجود شما بما رسيده است .
حضرت فرمود : اى مفضل ! شيعيانى كه پيغمبر گناهان آنها را به گردن گرفت تو و امثال تو هستى . اى مفضل اين حديث را براى بعضى از شيعيان ما كه در امر دين لا ابالى هستند مگو . زيرا باعتماد اين فضيلت ، عمل به احكام دين را ترك مىگويند و در نتيجه از رحمت الهى محروم ميگردند . خداوند در بارهء آنها فرمود :
لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ
« 1 » يعنى : اهل بيت پيغمبر شفاعت نميكنند مگر براى كسانى كه خدا آنها را دوست بدارد ، و آنها نيز از خوف و خشيت الهى مسرورند .
مفضل گفت : آقا ! پيغمبر در موقع برانگيختهشدنش بر تمام اديان باطله غلبه نيافت ( پس چگونه خداوند ميفرمايد : او هنگام رجعت بر تمام اديان غلبه مىيابد ؟ ) فرمود :
اى مفضل اگر پيغمبر بعد از بعثتش بر تمام اديان غالب شده بود ، ديگر نه مجوسى و نه يهودى و نه صابئيان و نه نصرانى و هيچ تفرقه و اختلاف و شك و شرك و بتپرستى و اوثان و لات و عزى و پرستش آفتاب و ماه و ستارگان آتش سنگ بود ، پس
لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ
تأويلش امروز است . اينك اين مهدى و اين هم
هامش
( 1 ) سوره انبياء - 28