تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 1177

مساهمون:

ص١١٧٧
حضرت فرمود : اى مفضل ! راست گفتى اگر اعتراف به نعمت خداوند كه به تو روزى نموده نمىكردى ، چنين نبودى اى مفضل : آيا ميدانى كدام آيات قرآن است كه كافر را ظالم دانسته ؟ عرضكرد : آرى اين آيه است
الْكافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ
و الكافرون هم الفاسقون كسى كه كافر و فاسق و ظالم باشد ، خدا او را پيشواى مردم قرار نميدهد . حضرت فرمود : احسنت اى مفضل ! رجعت ما را از كجا دانستى اينكه مقصران از شيعيان ما ميگويند : معنى رجعت اينست كه خداوند سلطنت دنيا را بما برمىگرداند و آن را براى مهدى ما قرار مىدهد . واى بر آن شيعيان قاصر كه چنين گمان كرده‌اند كه خدا سلطنت را از ما گرفت تا آن را بما برگرداند ؟ ! مفضل گفت : نه به خدا سلطنت خدائى از شما سلب نگرديده و سلب نخواهد شد . زيرا آن سلطنت ، سلطنت نبوت و پيغمبرى و جانشينى پيغمبر و منصب امامت است . حضرت فرمود : اگر آنها در قرآن مجيد تدبر ميكردند ؛ فضل و مقام ما را به خوبى مىدانستند آيا آنها نشنيدند كه خداوند عز و جل ميفرمايد :
وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً
« 1 » . اى مفضل ! به خدا قسم ! اين آيه در بارهء بنى اسرائيل نازل شده ولى تأويل آن در بارهء ماست ، و اين فرعون و هامان همان تيم وعدى ( يعنى اولى و دومى ) است .

دادخواهى سائر ائمه ( ع ) و مهدى آل محمد

آنگاه جدم على بن الحسين و پدرم امام محمد باقر عليه السّلام برخاسته و آنچه را از امت جفاكار ديده‌اند بجد بزرگوارشان رسول خدا شكايت ميكنند . سپس من بر ميخيزم و از ظلم منصور خليفهء عباسى شكايت ميكنم ، بعد از من فرزندم موسى بن جعفر از هارون و بعد از او على بن موسى از مأمون و بعد از وى فرزندش محمد بن على از معتصم و بعد از وى فرزندش على بن محمد از متوكل و بعد از وى فرزندش حسن بن على از ظلم
هامش
( 1 ) ترجمه و شرح اين آيه مكرر گذشت .