با ظهور حضرتش كسانى كه دعوت آن حضرت را تكذيب كردند و در بارهء پيغمبريش شك نمودند و اعتنا بگفتار وى نكردند و كسانى كه گفتند او ساحر و كاهن و ديوانه است و از روى هواى نفس سخن ميگويد و آنها كه با وى جنگ كردند حاضر ميكنند تا از روى حق و عدالت انتقام اعمالى را كه از بعثت آن حضرت تا موقع ظهور مهدى با هر امامى و در هر وقتى از اوقات مرتكب شدهاند از آنها بگيرد . اينست تأويل حقيقى آيهء شريفه :
وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ نُرِيَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا يَحْذَرُونَ
« 1 » .
مفضل عرضكرد : آقا فرعون و هامان در آن وقت كيستند ؟ فرمود : اولى و دومى است . عرضكرد آقا آيا پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و على عليه السّلام با قائم خواهند بود ؟ فرمود :
آرى و اللَّه پيغمبر و على ناگزير ميبايد قدم روى زمين بگذارند آرى به خدا آنها همه جا حتى به پشت كوه قاف و ظلمات و قعر درياها هم ميروند تا آنجا كه جايى نمىماند جز اينكه پيغمبر و على عليهما السلام رفته و آثار واجب دين خدا را در آنجا برپا ميدارند « 2 » .
اى مفضل ! گويا مىبينم كه ما ائمه آن موقع جلو پيغمبر جمع شده و به آن حضرت شكايت مىكنيم كه امت بعد از وى چه بروز ما آوردند ، و مىگوئيم امت ما را تكذيب كردند و بىاعتنائى و نفرين و لعنت و تهديد بقتل نمودند ، واليان ستمگر آنها ما را از وطن بيرون آورده بپايتخت خود بردند و جمعى از ما را با سم و حبس كشتند . در اين وقت پيغمبر سخت گريه مىكند و ميفرمايد اى فرزندان من ! هر چه بشما رسيد بيشتر بجد شما رسيد .
دادخواهى حضرت زهرا ( ع )
آنگاه فاطمهء زهراء عليها السلام مىآيد و از ظلم اولى و دومى و غصب فدك
هامش
( 1 ) ترجمه اين آيه در چند جا از جمله صفحه 280 گذشت .
( 2 ) اگر وسائل كنونى تا آن روز هم باشد و تكميل شود ، رفتن به تمام اين اماكن و نقاط عادى به نظر ميرسد تا چه رسد كه جنبه اعجاز داشته باشد .