يارانش چهل و شش هزار فرشته و شش هزار نفر جن و سيصد و سيزده تن نقيب ميباشند مفضل عرضكرد : آقا ! در آن روز دار الفاسقين ( بغداد ) چه وضعى دارد ؟
فرمود : مشمول لعنت و غضب خداوند است . فتنهها و آشوبها آن را ويران ميسازد و به كلى متروك ميماند . اى واى بر بغداد و مردم آن از خطر لشكرى كه با پرچمهاى زرد ، و لشكرى كه با پرچمهاى خود از مغرب زمين ميايند و كسى كه جزيره را جلب مىكند و لشكرى كه از دور و نزديك به آنجا ميرود .
به خدا قسم همه گونه عذاب كه بر امتهاى متمرد و سركش از اول خلقت تا آخر عالم رسيده بر بغداد فرود مىآيد . عذابهائى به بغداد ميرسد كه هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده است طوفان شمشير ، آنها را فرو گيرد . واى بر كسى كه آنجا را مسكن خود قرار دهد ، زيرا هر كس در آنجا مقيم شود با حالت شقاوت باقى ميماند و هر كس هجرت كند در پرتو خدا بسر برد . به خدا مردم بغداد چنان غرق در ناز و نعمت و عيش و نوش ميشوند كه ميگويند : زندگى حقيقى دنيا همين و خانهها و كاخهاى آن ، قصرهاى بهشت است و دختران آن ( در زيبائى ) حور العين و جوانان آن جوانان بهشت است . و چنين پندارند كه خداوند تمام روزى بندگانش را به بغداد ارزانى داشته است ! افتراء به خداوند و پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و حكم كردن بر خلاف قرآن و شهادت دروغ و شرابخوارى و زناكارى و خوردن پليدىها ، و خونريزى ، چنان در بغداد شيوع يابد كه فجايع تمام دنيا بپاى آن نرسد . آنگاه خداوند همين بغداد را بوسيله آن آشوبها و آن لشكرها چنان ويران ميسازد كه وقتى رهگذرى از آنجا ميگذرد ؛ ميگويد :
شهر بغداد در اينجا بوده است ! !
سيد حسنى و مردان طالقان
آنگاه سيد حسنى آن جوان زيبا از طرف سرزمين ديلم خروج كرده و با صداى رسا صدا مىزند : اى آل احمد ! دعوت آن كس را كه از غيبتش متأسف بوديد