تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 1162

مساهمون:

ص١١٦٢
و دوره‌اى شرح ميدهد ، تا آنكه داستان كشته شدن هابيل فرزند آدم و برافروختن آتش براى ابراهيم و انداختن يوسف در چاه و زندانى شدن يونس در شكم ماهى و قتل يحيى و دار كشيدن عيسى و شكنجه دادن جرجيس و دانيال پيغمبر و زدن سلمان فارسى ، و آتش زدن در خانهء امير المؤمنين و فاطمه زهرا و حسن و حسين عليهم السلام و تازيانه زدن ببازوى صديقهء كبرى فاطمهء زهرا و در به پهلوى او زدن ، و سقط شدن محسن بچهء او و سم دادن به امام حسن و كشتن امام حسين و اطفال و عموزادگان و ياوران آن حضرت و اسير كردن فرزندان پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و ريختن خون آل محمد ، و هر خونى كه بناحق ريخته شده ، و هر زنى كه مورد تجاوز قرار گرفته ، و هر خيانت و اعمال زشت و گناه و ظلم و ستم كه از زمان حضرت آدم تا موقع قيام قائم از بنى آدم سر زده همه و همه را به گردن اولى و دومى انداخته و بر آنها ثابت نموده و ملزم ميگرداند و آنها هم اعتراف ميكنند . آنگاه دستور ميدهد هر كس حاضر است و از آنها ظلمى ديده قصاص كند . آنها هم قصاص ميكنند ، سپس آنها را دوباره بر همان درخت بدار ميكشد ، و امر مىكند آتشى از زمين بيرون آمده آنها را با درخت ميسوزاند آنگاه بباد دستور ميدهد تا خاكسترشان را به آب درياها بپاشد . مفضل عرضكرد : آقا اين عذاب آخر آنهاست ؟ فرمود : نه ! نه ! اى مفضل به خدا قسم فرداى قيامت هر مؤمن و كافرى بصحراى محشر مىآيند و آقاى بزرگ رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و صديق اكبر امير المؤمنين و فاطمه و حسن و حسين و ائمه اطهار نيز حاضر ميشوند و همه آنها از آن دو نفر قصاص ميكنند . تا جايى كه آن دو نفر را در هر شبانه روز هزار بار ميكشند و باز بامر خداوند به صورت اول برميگردند تا باز عذاب شوند .

بغداد آن روز

سپس مهدى از مدينه بكوفه ميرود و در بين كوفه و نجف فرود مىآيد در آن روز