تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 1098

مساهمون:

ص١٠٩٨
ميشوند . و نيز در آن كتاب از ابو بصير از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : قائم با سيصد و سيزده مرد از يارانش در ذى طوى « 1 » منتظر قيام است تا موقعى كه بحجر الاسود تكيه زند و پرچم آويخته را باهتزاز درآورد . على بن ابى حمزه ميگويد : اين را براى امام موسى بن جعفر عليه السّلام نقل كردم فرمود : و فرمان سرگشاده‌اى هم در دست دارد .

روزى كه قائم ( ع ) در مكه ظهور مىكند

و هم در كتاب مزبور از ابو بصير روايت نموده كه امام محمد باقر عليه السّلام در ضمن حديثى طولانى فرمود : قائم بياران خود ميگويد : اى مردم ! اهل مكه مرا نميخواهند ولى من براى هدايت فرستاده شدم تا آنچه شايسته است كه شخصى مثل من به آنها بگويد ، گفته و با آنها اتمام حجت كرده‌ام . آنگاه مردى از ياران خود را ميطلبد و بوى ميگويد : برو نزد اهل مكه و بگو اى اهل مكه من فرستادهء فلانى هستم او بشما ميگويد : ما خانوادهء رحمت و معدن رسالت و خلافت ميباشيم . ما ذريهء محمد و سلالهء پيغمبرانيم . مردم بما ستم نمودند و ما را دربدر و مقهور كردند ، و از هنگام رحلت پيغمبر تا كنون حق ما غصب شده است . اكنون ما از شما چشم يارى داريم ؛ از ما يارى كنيد . وقتى آن جوان اين سخنان را ميگويد مردم بوى هجوم مياورند و در بين ركن و مقام او را ميكشند « 2 » و او همان مرد پاكدل است ( نفس زكيه ) چون خبر كشته شدن او به امام ميرسد بيارانش ميگويد : من بشما خبر ندادم كه اهل مكه ما را نميخواهند ؟ اهل مكه هم او را دعوت به مكه نميكنند و او هم با سيصد و سيزده مرد كه بتعداد جنگجويان
هامش
( 1 ) ذى طوى ، كوهى مجاور شهر مكه است . ( 2 ) از اين روايت و احاديث گذشته استفاده مىشود كه اهل مكه و مدينه در آن موقع مانند امروز ؛ سنى و شايد هم وهابى باشند . دور نيست علت اينكه قائم ( ع ) از آنجا رسما قيام نميكند و بكوفه مركز شيعيان مىآيد همين موضوع باشد .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 1098 | العلامة المجلسي / على دوانى