كنده و از ميان برميدارند .
لشكر آنها قصد هيچ شهرى نميكنند جز اينكه آن را خراب مينمايند . اسبهاى آنها زينهاى زرين دارند ، و خود آنها براى تبرك بدن خود را بزين اسب امام ميسايند ، آنها در جنگها امام را در ميان گرفته و با جان خود از وى دفاع ميكنند ، و هر كارى داشته باشد برايش انجام ميدهند .
مردانى در ميان آنهاست كه شبها نمىخوابند زمزمهء آنها در حال عبادت همچون زمزمهء زنبور عسل است . تمام شب را بعبادت مشغولند ، و روزها سواره بدشمن حمله ميكنند . آنها در وقت شب راهب و هنگام روز شيرند . آنها در فرمانبردارى امام بيش از كنيز نسبت بآقايش پافشارى دارند . آنها مانند چراغهاى درخشندهاند ، و دلهاشان همچون قنديلهاست ، و از خوف خدا خشنود ميباشند . آنها ادعاى شهادت دارند و تمنا ميكنند كه در راه خداوند كشته گردند . شعار آنان اينست : اى خونخواهان حسين ! .
از هر جا ميگذرند ، رعب آنها پيشاپيش آنان باندازهء يك ماه راه در دلها جاى ميگيرد ، و بدين گونه رو به پيش ميروند ، خداوند هم پيشرو بسوى حق و حقيقت را پيروز ميگرداند .
و نيز در آن كتاب از ابو خالد كابلى از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : قائم ما در مكه از مردم بر اساس كتاب خدا ( قرآن ) و سنت پيغمبرش بيعت مىگيرد ، و حاكمى بر آنها تعيين مىكند . سپس به مدينه ميرود . در ميان راه بوى خبر مىدهند كه حاكم او را كشتهاند او هم برميگردد و با آنها دعوا مىكند ، و بيش از اين كارى نمىكند ، آنگاه حركت نموده و در بين دو مسجد ( مكه و مدينه ) مردم را دعوت به عمل به كتاب خدا و سنت پيغمبرش و دوستى امير المؤمنين عليه السّلام و بيزارى از دشمنش مىكند ، تا آنكه به بيابان « بيداء » ميرسد ، در آنجا لشكر سفيانى براى جنگ با وى بجانب او حركت مىكند و خدا آنها را در زمين فرو ميبرد .
و در روايت ديگر فرمود : وقتى در « شفره » فرود مىآيد نامهء سفيانى باهل
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 1100
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١١٠٠