تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 1097

مساهمون:

ص١٠٩٧
بمحمد نزديكترم ، هر كس ميخواهد در بارهء آدم با من گفتگو كند . . . « 1 » و نيز در كتاب ياد شده از امام زين العابدين عليه السّلام روايت مىكند كه در روايت مفصلى از قائم نام برد و فرمود : در زير درخت تناورى مىنشيند : در آن جا جبرئيل به صورت مردى از قبيله كلب « 2 » مىآيد و ميگويد : اى بندهء خدا براى چه اينجا نشسته‌اى ؟ قائم ميگويد : منتظرم شب فرا رسد و هنگام شب به مكه بروم نميخواهم در اين گرما بروم . در اين موقع جبرئيل مىخندد ، از خنده او متوجه مىشود كه جبرئيل است . آنگاه جبرئيل دست او را ميگيرد و با وى دست ميدهد و به او سلام مىكند و ميگويد : برخيز ! سپس اسبى بنام براق براى او مىآورد و او را سوار مىكند و بكوه رضوى مياورد ، سپس محمد صلّى اللَّه عليه و آله و على عليه السّلام ميايند و عهدنامه‌اى براى او مينويسند تا آن را براى مردم بخواند قائم از آنجا به مكه ميرود در حالى كه مردم در آنجا اجتماع كرده‌اند . در اين هنگام مردى ميايستد و ميگويد : اى مردم اينست مطلوب شما كه به نزد شما آمده است و شما را به آنچه پيغمبر دعوت ميكرد ، ميخواند مردم از جا بلند ميشوند ، مردى از طرف قائم ميايستد و ميگويد : اى مردم ! مطلوب شما اينست ، اكنون بسوى شما آمده يدعوكم الى ما دعاكم اليه رسول اللَّه ( ص ) شما را دعوت به آن احكام و قوانين و دستوراتى مىكند كه پيغمبر خدا شما را به پذيرش آن ميخواند « 3 » مردم به طرف وى ميروند كه او را بقتل رسانند . ولى سيصد و چند نفر از جا برميخيزند و آنها را از دور او عقب ميزنند . پنجاه نفر آنها از مردم كوفه هستند . سايرين مردم ناشناسى هستند كه اغلب يك ديگر را نميشناسند ، آنها در غير موسم حج در مكه جمع
هامش
( 1 ) در صفحات 1019 مفصلا گذشت . ( 2 ) شايد مقصود دحيهء كلبى يكى از اصحاب رسول اكرم ( ص ) بوده كه مىنويسند هر وقت جبرئيل بر آن حضرت فرود مىآمد ؛ به صورت وى بود . ( 3 ) آيا معنى دين جديد و مسلك تازه است ؟ يا چنان كه مكرر گفته‌ايم و بتفصيل خواهيم گفت امام زمان تجديدكننده دين اسلام و زنده‌كننده قوانين جاويدان دين محمدى ( ص ) است ؟