ابراهيم است ميايند و ميگويند : نام تو را بردند چرا منتظرى ؟ سپس دست او را گرفته بيعت ميكنند . در اين موقع زراره گفت : خدا را شكر . ما شنيده بوديم كه قائم بابى ميلى از مردم بيعت ميگيرد و علت بىميلى او را نميدانستيم ولى فعلا فهميديم كه بىميلى او گناه نيست ( زيرا منتظر بوده كه از آسمان بيعت گرفتن با وى اعلام شود و آنگاه بيعت مردم را بپذيرد ) هم در آن كتاب از حمران بن اعين از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : از امور حتمى و مسلم اينست كه ميبايد پيش از قيام قائم سفيانى خروج كند ، و فرورفتگى در « بيداء » پديد آيد و مردى پاكدل ( در بين ركن و مقام ) كشته شود و گويندهاى از آسمان صدا زند .
و نيز در كتاب ياد شده از ناجيهء عطار روايت كرده كه از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام شنيد كه ميفرمود : گويندهء آسمانى بانگ مىزند : مهدى فلانى پسر فلانى است و نام خود او و پدرش را ميبرد « سپس شيطان هم بانگ مىزند كه : فلانى و پيروان او بر حق است » و مقصود حضرت ، مردى از بنى اميه ( عثمان ) بود .
نيز در كتاب نامبرده از زراره روايت مىكند كه گفت : شنيدم حضرت صادق ( ع ) ميفرمود : گويندهاى از آسمان بانگ مىزند كه فلانى ( مهدى ) رئيس شماست و على و شيعيان او رستگارند . من عرضكردم : پس بعد از اين اعلان كى با مهدى ميجنگد ؟ فرمود : شيطان هم بانگ مىزند فلانى و پيروان او رستگارند كه مقصود مردى از بنى اميه مىباشد ( و همين باعث اختلاف و جنگ پيروان حق و باطل ميگردد ) .
عرضكردم : چه كسانى راست را از دروغ تميز ميدهند ؟ فرمود : كسانى كه اين موضوع را قبلا روايت كردهاند ، و پيش از اينكه روى دهد معتقدند كه چنين چيزى روى ميدهد ، ميدانند كه طرفدار حق و راستگويان خود آنها ميباشند .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 1085
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٠٨٥