تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 1088

مساهمون:

ص١٠٨٨
وعده‌ايست كه در كتاب خود وعده داده‌اى و آن اين آيه است :
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ
. « 1 » فرشتگان و پيغمبران نيز همين مطلب را ميگويند ، سپس محمد و على و حسن و حسين به سجده مىافتند . آنگاه ميگويند : خدايا ( بر بىدينان ) غضب كن ، زيرا حريمت هتك شده و برگزيدگانت كشته گشته و بندگان نيكوكارت خوار گرديده است خداوند هم آنچه ميخواهد مىكند و اين وقت معلومى است . و نيز در آن كتاب از ابو بصير از حضرت صادق نقل كرده كه فرمود : قائم را اسم مىبرند و مىگويند : اى فلان بن فلان و بسند مذكور از آن حضرت روايت شده كه فرمود : قائم در روز عاشورا قيام مىكند . همچنين در آن كتاب از جابر جعفى روايت كرده كه : حضرت امام محمد باقر عليه السّلام بوى فرمود : اى جابر ! قائم ظهور نميكنند مگر اينكه شام را آشوبى فرا گيرد كه هر چه بخواهند راه فرارى بيابند پيدا نكنند ، و جنگى در بين كوفه و حيره واقع شود كه كشتگان آنها در ميان راه بيافتند ، هنگامى كه گوينده‌اى از آسمان بانگ زند . و نيز در كتاب مزبور به همين سند از علاء بن محمد از امام محمد باقر عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : توقّعوا الصّوت ياتيكم بغتة من قبل دمشق ، فيه لكم فرج عظيم يعنى : منتظر صدائى باشيد كه ناگهان از جانب دمشق ميرسد و در آن صدا براى شما گشايش بزرگى است « 2 » .
هامش
( 1 ) ترجمه و شرح آن در صفحه 259 گذشت . ( 2 ) اين روايت نيز مورد استفادهء بهائيان قرار گرفته است . ميرزا ابو الفضل گلپايگانى بهائى در « فرائد » آن را از علائم روز ظهور امام زمان كه بزعم وى « همان ميرزا على محمد باب است دانسته » در صورتى كه اولا سر و كلهء ميرزا على محمد در محيط ايران پيدا شد و جز كشته شدن خود وى و بدبختى و نكبت براى پيروانش فتح و فرج و گشايشى نداشت ؛ و اصلا او روى شام و دمشق را نديد . و اگر مقصود وى ميرزا حسين على مازندرانى باشد كه دولت عثمانى او را از بغداد به تركيه و از آنجا به شهر عكا واقع در فلسطين نفى بلد كرد و در كمال ذلت و خوارى بسر ميبرد ، مى - گوئيم حسين على بهاء مهدى موعود نبوده و اين علامت ظهور مهدى است ، بعلاوه اين صدا بطور ناگهانى از دمشق ميرسد ، آن هم نويد فتح قطعى و پيروزى كامل شيعيان است نه ماجراى تبعيد دومين جانشين ميرزا على محمد شيرازى كه بزعم آنها همان عيسى است كه از آسمان آمده و همان امام حسين است كه از قبر سر بدر آورده است ! مؤلف كتاب « فرائد » سالها زحمت كشيده تا از ميان هزاران روايات و ده‌ها آيات قرآنى كه در بارهء مهدى موعود شيعه و علائم و اوصاف شخص وى ؛ ولادت و غيبت و ظهور و قيام وى عليه ظلم و بيدادگرى ، و تشكيل سلطنت ظاهرى و حشمت دنيوى آن حضرت رسيده است ، فقط چند حديث و آيه را سرقت نموده يا تحريف و تصحيف و تفسير برأى كرده و آن را با تكلف و مشقت ، تطبيق به ميرزا عليمحمد شيرازى و ميرزا حسين على مازندرانى كه خود را معروف به « باب » و « بهاء » كرده‌اند ؛ نموده است . وى از جمله چون در روايت فوق ديده كه نامى از دمشق يا شام برده شده ، آن را يكى از دليلهاى مناسب براى اثبات ادعاى اهل بهاء گرفته و در صفحه 54 بعد از نقل يك جمله از خطبه حضرت على ( ع ) « خير المساكن يومئذ البيت المقدس » كه در صفحه 944 توضيح داديم . ميگويد : « و موافق همين است آنچه مجلسى در اين كتاب ( سيزدهم بحار ) در باب آيات واقعه در يوم ظهور ! از ابى جعفر ( ع ) روايت نموده است ، « انه قال توقعوا الصوت . . . » ميگوئيم : آرى اين را مجلسى نقل كرده است ، بر منكرش لعنت ، ولى چه ربطى بشما و باب و بهاء دارد ؟ اين صدا كه بطور ناگهانى از طرف دمشق مىآيد علامت ظهور است ، كه بدنبال آن امام زمان ظهور مىكند و ظهور وى فرج و گشايش عظيمى براى شيعيان امام محمد باقر گويندهء حديث است ، آيا موقع پيدا شدن سيد باب در بوشهر ؛ و شيراز و ايران ، صدائى از جانب دمشق آمد ، و اگر آمده چه صدائى بوده كه اهل بهاء شنيدند و ديگران نشنيده‌اند ؟ ! البته منكر نيستم كه از جانب شام و غير شام پيوسته صداها مىآيد ، ولى اهل بهاء كه نبايد هر صدائى را بريش بگيرند ! تا صدا چه صدائى باشد ! ! بر فرض كه صدائى هم آمده باشد ، فرج عظيم چه بوده است ؟ ! آيا آن فرج و گشايش براى شيعيان امام باقر است يا براى جهودان بهائى و ايادى روس و انگليس ؟ و چنانچه منظور از اين صدا ميرزاى بهاء باشد كه سالها بعد از قتل باب به شهر عكا واقع در فلسطين تبعيد و با كمال فلاكت تحت نظارت شديد دولت اسلامى عثمانى عمر خود را بپايان آورد ، ميگوئيم اين چه صدائى بود و چه فرج عظيم و غير عظيمى حتى براى اهل بهاء ! داشت ؟ اين صدا از علائم ظهور است كه قاعدتا بايد با ميرزا على محمد باب بيايد نه سالها بعد بدون سر و صدا به طرف ميرزا بهاء بيچاره بوزد !