اوست ، ايمان مىآورند .
فرداى آن روز شيطان به هوا بالا ميرود بطورى كه از نظر مردم روى زمين ناپديد مىشود آنگاه صدا مىزند : آگاه باشيد كه حق در پيروى عثمان و پيروان اوست . زيرا او مظلوم كشته شد . از وى خونخواهى كنيد ! سپس حضرت فرمود : خداوند مؤمنين را بوسيلهء صداى اول بر عقيدهء حق ثابت ميدارد ، و آنها كه بيمارى در دل دارند در آن روز دچار شك و ترديد ميشوند . به خدا قسم آن بيمارى دشمنى ما اهل بيت است . آنها در آن موقع از ما بيزارى ميجويند و از ما انتقاد ميكنند و ميگويند : صداى اول سحرى از سحرهاى اين خاندان بود ! آنگاه حضرت صادق عليه السلام اين آيه را قرائت فرمود :
وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ
« 1 » يعنى : اگر علامتى را ببينند از آن دورى ميجويند و ميگويند : سحر هميشگى است .
اين روايت را نعمانى در غيبت به دو سند ديگر از عبد اللَّه بن سنان از آن حضرت نيز روايت كرده است كه عمارهء همدانى آن را از حضرت پرسيد و همان جواب را شنيد .
و نيز در غيبت نعمانى از فضيل بن محمد از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : صداى اول كه از آسمان قائم را بنام صدا ميزنند در كتاب خدا ( قرآن ) بيان شده است ، عرضكردم : در كجا ؟ فرمود : در سورهء
طسم تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْمُبِينِ
يعنى آيهء
إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَةً
. . . سپس فرمود : وقتى آن صدا را شنيدند چنان ميشوند كه گوئى مرغ بر روى سر آنها نشسته است .
كأن على رؤسهم الطير .
مؤلف : ابن اثير در نهايه راجع به اين جمله « كأن على رؤسهم الطير » كه در بارهء صفات اصحاب پيغمبر گفته شده است ميگويد : چون آنها آرام و موقر بودند و كسى از آنها خشم و سبكى نديد ، بدين وصف موصوف گشتند ( يعنى به آنها ميگفتند : از بس موقر و آرامند گوئى مرغ بر روى سر آنها نشسته است ) زيرا مرغ جز در جاى ساكن و آرام نمىنشيند .
ولى من ( علامهء مجلسى ) مىگويم : شايد در اين روايت مقصود وحشت و حيرتى
هامش
( 1 ) سورهء قمر آيه 2 :