كه مساجد طلا كارى شده ، و ديدى راستگوترين مردم ، مفتريان دروغگو ميباشند و ديدى كه شر و فساد ظاهر گشته و سعى در سخن چينى مىشود .
هر گاه ديدى كه عمل شنيع زنا شايع شده ، و ديدى كه غيبت مليح محسوب مىشود و مردم يك ديگر را به آن مژده ميدهند . و ديدى كه حج و جهاد را براى غير خدا طلب ميكنند . و ديدى كه پادشاه ، مؤمن را براى كافر ذليل مىكند و ديدى كه ويرانى بيش از عمران و آبادى است ، و ديدى كه گذران مرد از راه كمفروشى تأمين مىشود ، و ديدى كه ريختن خون مردم بىارزش شمرده مىشود ، و ديدى كه مرد رياست را بخاطر رسيدن به دنيا طلب مىكند و خود را ببدزبانى مشهور ميسازد تا از وى بترسند و كارها را به او واگذارند .
هر گاه ديدى كه نماز سبك شمرده مىشود ، و ديدى كه مرد مال بسيارى دارد ولى اصلا وجوهات شرعى آن را نمىدهد ، و ديدى كه مرده را از قبر بيرون مىآورند و اذيت ميكنند و كفنش را ميفروشند و ديدى كه هرج و مرج زياد شده ، و ديدى كه مرد هنگام شب با نشاط و سرخوش و موقع صبح خمود و سرمست است ، و اهميت بامور زندگى نمىدهد ، و ديدى كه با حيوانات عمل زشت ميكنند و ديدى كه حيوانات يك ديگر را ميدرند .
هر گاه ديدى كه مرد ميرود نماز بگذارد ولى وقتى برمىگردد لباسى در برندارد و ديدى كه دلهاى مردم قسى شده و ديدگان آنها خشكيده ( يعنى از خوف خدا اشك نميريزند ) و ذكر خداوند بر آنها دشوار است ، و ديدى كه پليدى زياد شده و مردم نسبت به آن رغبت نشان مىدهند « 1 » و ديدى كه نمازگزار براى اينكه مردم او را بهبينند نماز ميگزارد ، و ديدى كه فقيه به منظور دنيا و رياست و غير دين تحصيل مىكند .
هر گاه ديدى كه مردم دور كسى را گرفتهاند كه قدرت را در دست دارد و ديدى
هامش
( 1 ) مثل گوشتهائى كه از خارجه مىآورند ، و بدست غير مسلمان ذبح شده است كه حكم مردار دارد و مسلمانان هم با لذت و ميل فراوان آن را مىخرند و ميخورند !