تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 1035

مساهمون:

ص١٠٣٥
است در آن هنگام سفيانى نيز خروج مىكند و باندازهء مدت حاملگى يك زن يعنى نه ماه سلطنت مىكند . او در شام خروج مىكند و مردم شام از وى اطاعت مىكنند . جز يك عده كه بر عقيدهء حق استوارند خداوند آنها را از پيوستن به او حفظ مىكند . سفيانى با لشكرى جرار به « بيداء » مدينه مىآيد . وقتى به « بيداء » رسيد ، خدا او را به زمين فرو ميبرد ( البته با لشكرش ) و اينست معنى اين آيهء شريفه
وَ لَوْ تَرى إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ
.

نيز خروج سفيانى

همچنين در كتاب نامبرده از هشام بن سالم از امام صادق عليه السّلام روايت نموده كه فرمود : سفيانى و يمنى ( هنگام خروج ) مانند دو اسب كه مسابقه مىدهند ، هر يك سعى مىكند بر ديگرى سبقت جويد . نيز در آن كتاب از مغيرة بن سعد از حضرت باقر عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : وقتى دو نيزه ( دو سركرده لشكر ) با هم كشمكش نمودند ، علامتى از علامات الهى ظاهر ميگردد عرض شد يا امير المؤمنين آن علامت چيست ؟ فرمود : زلزله‌اى است كه در شام پديد مىآيد و بيش از صد هزار نفر در آن سانحه جان ميدهند . خداوند آن زلزله را براى مؤمنين رحمت و براى كفار عذابى قرار مىدهد ، هنگامى كه اين زلزله واقع شد ، منتظر سواران اسبهاى محذوفه و پرچمهاى زرد باشيد كه از سمت غرب آمده وارد شام مىشوند و اين بهنگام ناله بزرگ و مرگ سرخ است . در آن موقع يكى از دهات دمشق بنام « حرشا » را بنگريد كه چگونه در زمين فرو ميرود . بعد از آن پسر هند جگرخوار ( سفيانى ) از بيابان مكه خروج مىكند و آمده بر منبر