و نيز در كتاب ياد شده از حرث روايت نموده كه امير المؤمنين فرمود : مهدى ديدگانى جالب ، موئى مجعد ، و خالى بر گونه دارد و ابتداى قيامش از جانب شرق « 1 »
هامش
( 1 ) ابو الفضل گلپايگانى مبلغ بهائى در « فرائد » صدر و ذيل اين روايت را انداخته و فقط چند جمله آن را نقل كرد و مينويسد : آن حضرت فرمود : « المهدى اقبل جعد بخده خال يكون مبدأه من قبل المشرق » يعنى مهدى مخمور العين پيچيده موى است ، و در گونه آن حضرت خالى است و مبدء ظهور مباركش از طرف شرق است » و آن را با سيد باب شيرازى تطبيق كرده است كه از شرق آمد .
بيچارهاى كه فرائد ميخواند خواه بهائى يا مسلمان بىاطلاع خيال مىكند روايت فقط همين است كه گلپايگانى امين باب و بها ! نقل كرده است . در صورتى كه شما تمام آن را در اين صفحه مىخوانيد .
اولا حضرت امير ( ع ) ميفرمايد مبدأ او از طرف مشرق است ؛ معنى آن اينست : مهدى كه از اولاد ماست و اصلا حجازى است ؛ مبدأ او طرف مشرق است ؛ كه شهر سامره باشد چنان كه در پاورقى صفحه 336 گفتيم كه سامره نسبت بحجاز و شبه جزيرهء عربستان ؛ جزو بلاد شرقى است . ولى گلپايگانى آن را به ظهور باب معنى كرده است ؟
ثانيا اگر « مبدأ » را بظهور امام زمان معنى كنيم ، منظور اينست كه وى از جانب مشرق قيام مىكند ؛ و چنان كه مكرر در همين باب خواندهايم و مكرر هم در اين باب و باب آينده خواهد آمد ، مهدى ( ع ) هر چند در مكه ظهور مىكند ، ولى با سيصد و سيزده نفر بكوفه و عراق مىآيد و هنگامى كه پيروانش به ده هزار نفر رسيد از عراق كه نسبت بحجاز مشرق محسوب مىشود آشكار شده و با نبرد و جنگ با بيدينان و مخالفين خدا ؛ جهان را اصلاح و قرين امن و آرامش مىكند .
ثالثا اگر اين مهدى سيد باب بوده ! موضوع خروج سفيانى و لشكركشى او بمدينه و فرو رفتن او و لشكرش در « بيداء » چيست ؟ ! لا بد بهائيان كه ميرزا عليمحمد شيرازى را امام زمان كردند براى اين هم فكرى خواهند كرد ؛ و از آسمان و ريسمان و ماست و دروازه دروغ ديگرى بهم زده و چاپ خواهند كرد و گر نه كجاى اين حديث با سيد باب بيچاره تطبيق مىكند ؟ !