آنگاه سفيانى لشكرى بمدينه ميفرستد ، مهدى از مدينه به مكه ميرود چون خبر بسر لشكر سفيانى ميرسد كه مهدى به مكه رفته است ، لشكرى را بدنبال او ميفرستد ولى او را نمىبيند . مهدى مانند موسى بن عمران ، با ترس و هراس وارد مكه مىشود ، لشكر سفيانى در بيابان « بيداء » فرود مىآيد .
در آن وقت گويندهاى از آسمان صدا مىزند : اى « بيداء » اين قوم را نابود گردان ، و با اين صدا زمين آنها را در كام خود فرو ميبرد . تنها سه نفر از آنها باقى ميماند كه خداوند صورتهاى آنها را به عقب برميگرداند . آن سه نفر از قبيله كلب ميباشند ، در بارهء اينان اين آيه آمده است :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى أَدْبارِها
« 1 » يعنى : اى كسانى كه كتاب آسمانى بشما داده شده ! ايمان بياوريد به آنچه ما نازل كردهايم كه آنچه را نزد خود داريد ، تصديق مىكند ، پيش از آنكه بعضى از صورتها را تغيير دهيم و آن را به پشت برگردانيم .
در آن روز قائم در مكه است . او در آنجا تكيه بخانهء خدا ميدهد و در حالى كه پناه به آن برده است ، ميگويد : اى مردم ! ما از خداوند و هر كس كه دعوت ما را بپذيرد استمداد مىكنيم . من از خانوادهء محمد پيغمبرتان هستم . ما از هر كس به خداوند و محمد نزديكتريم .
هر كس ميخواهد در باره آدم با من گفتگو كند ، بداند كه من از هر كس به آدم نزديكترم . و هر كس مىخواهد در خصوص نوح با من سخن بگويد ، بداند كه من از هر كس بنوح نزديكترم و هر كس ميخواهد با من در باره ابراهيم گفتگو نمايد ، بداند كه من نزديكترين مردم بابراهيم هستم و هر كس مىخواهد با من در باره محمد صلّى اللَّه عليه و آله گفتگو كند بداند كه من از هر كس بمحمد نزديكترم . و هر - كس مىخواهد با من در باره پيغمبران گفتگو كند بداند كه من از هر كس بپيغمبران نزديكترم . مگر خداوند در كتاب محكم خود نفرموده :
إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ
هامش
( 1 ) سورهء نساء آيه 47 .