تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 1017

مساهمون:

ص١٠١٧
هزاران نفر براى جنگ آماده شود ، و صفها بسته گردد و قوچ ، بچه خود را بكشد و بعد ديگرى قيام كند و انتقام خون او را بگيرد و كافر به هلاكت رسد ، آن قائمى كه همه آرزوى آمدن او را دارند و امام ناپيدا كه داراى شرافت و بزرگوارى است قيام مىكند . اى حسين او از نسل تو است ، پسرى مثل او نيست . در بين دو ركن مسجد الحرام با جمعيت اندك و با دو آلت جنگ ظاهر مىشود و بر جن و انس غلبه مىيابد و يكنفر از افراد فرومايه را در روى زمين باقى نميگذارد ، خوش به حال كسى كه زمان او را درك كند و به آن روزگار برسد و در آن روزها حاضر باشد . مؤلف : « شخصى كه از خراسان قيام مىكند » هلاكوخان يا چنگيزخان مغول است ، و جزيره « كاوان » در درياى بصره است چنان كه فيروزآبادى در قاموس گفته است « 1 » و « شخصى كه در گيلان قيام مىكند » شاه اسماعيل صفوى است : و « ابر » قريه‌اى نزديك گرگان است . شايد منظور از « قوچ بچه خود را بكشد » شاه عباس اول باشد كه پسر خود صفى ميرزا را بقتل رسانيد و « قيام ديگران براى انتقام گرفتن از خون وى » شاه صفى پسر صفى ميرزا است كه اولاد شاه عباس را برخى كشت و برخى را نابينا كرد ، و آمدن قائم آل محمد لزومى ندارد كه بلافاصله بعد از اين علائم باشد و امكان هم دارد كه نزديك باشد ! بعلاوه اين روايت مختصرى از كلام طولانى آن حضرت است و از اين رو ممكن است كه وقايعى از روايت حذف شده باشد .

نيز خبر جابر جعفى و اوضاع عمومى آخر الزمان

و نيز نعمانى در كتاب غيبت و كلينى و كافى از جابر جعفى روايت كرده‌اند « 2 »
هامش
( 1 ) شايد در اصل « كارون » بوده و اشتباها كاوان نوشته شده ، و جزيره متصل بشط كارون هم آبادان يا جزيرهء صلبوخ يا جزائر مجاور آن در شط العرب باشد . ( 2 ) اين روايت با كمى اختصار قبلا هم از تفسير عياشى نقل شد .