تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 999

مساهمون:

ص٩٩٩
اگر بخواهيم علامتى از آسمان بر آنها ميفرستيم تا گردنهاى آنان خم گردد ( يعنى عذابى ميفرستيم كه در برابر آن ناتوان گردند ) مىفرمود : به زودى خداوند اين كار را بسر آنها مىآورد . عرضكردم : آنها كيستند ؟ فرمود : آنها بنى اميه و پيروان آنها ميباشند و اما علامتى كه خدا ميفرستد اينست كه آفتاب از موقع ظهر تا عصر در جاى خود ميايستد و سينه و صورت مردى در نور آفتاب بيرون آيد و مردم او را بحسب و نسب ميشناسند و اين در زمان سفيانى خواهد بود ، و با اين علامت روز نابودى سفيانى و لشكر او فرا رسيده است . همچنين در كتاب مزبور از منذر حوزى روايت كرده كه گفت : از حضرت صادق عليه السّلام شنيدم مىفرمود : پيش از قيام قائم مردم از گناهان خود متنبه ميشوند بوسيله آتشى كه در آسمان براى آنها آشكار مىشود . و سرخى كه در آسمان نمودار ميگردد ، و فرو رفتن زمين در بغداد ، و فرو رفتن زمين در بصره و خونهائى كه در بصره ريخته مىشود ، و خرابى خانه‌هاى آن شهر ، و نابودى كه در بين مردم آنجا پديد مىآيد ، و شمول اهل العراق خوف لا يكون معه قرار و ترسى كه اهل عراق را فرا ميگيرد . بطورى كه آرامش نخواهند داشت . عياشى « 1 » در تفسير خود از عجلان بن ابى صالح روايت نموده كه گفت از حضرت
هامش
( 1 ) عياشى - شيخ بزرگوار و محدث عظيم الشأن محمد بن مسعود بن محمد بن عياش سمرقندى معروف به عياشى از رؤساى علماى شيعه اماميه است . نجاشى در رجال مىنويسد : وى در جوانى سنى بود و بسيارى از احاديث اهل سنت را فرا گرفت ، آنگاه بمذهب حق گرويد و شيعه شد و از راويان بزرگ شيعه كوفه و بغداد و قم استماع حديث نمود . حسين بن عبيد اللَّه غضائرى ميگفت : از قاضى ابو الحسن على بن محمد شنيدم كه از ابو جعفر زاهد نقل مىكرد كه مىگفت : عياشى سيصد هزار دينار كه از پدرش ارث برده بود ، همه را در راه نشر علم و حديث بذل كرد خانه او مانند مسجد پر از مردم بود جمعى استنساخ مىكردند و و گروهى مقابله مىنمودند ، و دسته‌اى كتاب بر وى ميخواندند . شيخ الطائفه در كتاب رجال نوشته است : علم و ادب و فضل و فهم و بزرگ منشى عياشى در زمان خود از همه دانشمندان مشرق زمين بيشتر بود . عياشى بيش از دويست جلد كتاب نوشته كه ما در فهرست نقل كرده‌ايم . او يك مجلس براى شيعيان داشت و يك مجلس بسنيان اختصاص داده بود . يكى از تأليفات او تفسير معروف به تفسير عياشى است كه مؤلف در اين كتاب از آن نقل مىكند .