تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
و صفهاى شاميان را در هم شكستند . عمرو عاص پرسيد : شدت اين حمله نمايان بر چه كسى خواهد بود ، گفتند متوجه دو پسرت عبد اللّه و محمد . عمرو به غلام خود وردان گفت : پرچم مرا پيش ببر . معاويه به عمرو پيام داد : بر دو پسرت باكى نيست ، صف را بر هم مريز و بر جاى خود باش . عمرو گفت : هيهيات ، هيهات . « شير از دو شير بچه خود حمايت مىكند و پس از دو پسرش چه خيرى براى اوست » . عمرو پرچم را پيش برد . فرستاده معاويه خود را به او رساند و گفت : بر دو پسرت باكى نيست ، حمله مكن ، گفت : به معاويه بگو تو آن دو را نزاييده‌اى و من آن دو را زاييده‌ام . در اين هنگام به جلو صفها رسيد ، مردم به عمرو گفتند : آرام و بر جاى خود باش كه بر دو پسرت باكى نيست و آن دو در جاى امنى هستند . گفت : صداى آن دو را به گوشم برسانيد تا بدانم زنده‌اند يا كشته شده‌اند . سپس بانگ برداشت : اى وردان پرچم خود را اندكى و به اندازه قوس كمانى پيش ببر و وردان پرچم خود را پيش برد . على عليه السلام به مردم كوفه پيام داد : حمله كنيد و به بصريان هم فرمان حمله داد و مردم از هر سو حمله كردند و جنگى سخت در گرفت . مردى از شاميان بيرون آمد و هماورد خواست . مردى از عراقيان به مبارزه او رفت ساعتى جنگ كردند مرد عراقى ضربه‌اى به پاى مرد شامى زد و آن را قطع كرد و با آنكه پايش جدا شده بود بر زمين نيفتاد و همچنان به پيكار ادامه داد ، مرد عراقى ضربه ديگرى به او زد كه دستش را جدا كرد ، شامى شمشير خود را نزد شاميان پرتاب كرد و گفت اين شمشيرم را بگيريد و در جنگ با دشمن خود از آن استفاده كنيد . معاويه آن شمشير را از وارثان آن مرد به ده هزار درهم خريد . نصر گويد : مالك جهنى ، از زيد بن وهب براى ما نقل كرد كه مى گفته است : على عليه السلام در جنگ صفين از كنار گروهى از شاميان كه وليد بن عقبه هم ميان آنان بود عبور كرد و شاميان شروع به دشنام دادن و ناسزا گفتن به على ( ع ) كردند و چون اين خبر را به او دادند كنار گروهى از ياران خود ايستاد و فرمود : در حال آرامش و با چهره و سيماى صالحان بر آنان حمله بريد كه نزديكترين مردم به
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 38 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى