تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
را از حجره بر آن حمل نكردند كه مى خواسته است ابو بكر را از نماز گزاردن با مردم باز دارد ، بلكه گفتند : براى آن آمده است كه مواظبت كند تا در حد امكان ابو بكر نماز بگزارد . با ابو بكر با توجه به همين نكته بيعت شد . على عليه السلام نيز عايشه را متهم مى ساخت كه منشاء اين كار او بوده است . على عليه السلام در خلوت اين موضوع را براى ياران خود بسيار نقل مى كرد و مى گفت اينكه پيامبر ( ص ) خطاب به زنان خود فرموده است « شما همچون زنان اطراف يوسف هستيد . » براى انكار همين موضوع و ابراز خشم نسبت به عايشه بوده است كه او و حفصه براى تعيين پدران خويش مبادرت ورزيده‌اند و با آنكه پيامبر با بيرون آمدن خود از حجره و كنار زدن ابو بكر از محراب خواسته است آن كار را جبران كند ولى نشده است و اين كار با توجه به انگيزه‌هايى كه براى ابو بكر فراهم شده بود بنيان حكومت او را استوار ساخته بود و اينكه در نفوس مردم جا گرفته بود و بزرگان مهاجران و انصار هم از او پيروى كردند ، سودى نبخشيد و تقدير آسمانى هم بر اين كار موافقت كرد و دلها و خواسته - هاى مردم بر آن قرار گرفت ، و اين كار در نظر على ( ع ) بزرگتر از هر حادثه بزرگ و بلاى بزرگ بود و بزرگترين مصيبت ، و اين كار را به كسى جز عايشه نسبت نمى داد و فقط متعلق به او مى دانست و بدين سبب در خلوتها و ميان ياران ويژه خود عايشه را نفرين و از او به پيشگاه خداوند تظلم مى كرد . آن گاه موضوع خوددارى على از بيعت همان گونه كه مشهور است پيش آمد تا سرانجام بيعت كرد ، و از هنگام رحلت پيامبر ( ص ) از عايشه نسبت به على و فاطمه بسيار ناخوشايندها صورت گرفت و آن دو در كمال سختى شكيبايى مى كردند . عايشه به حكومت پدر پشتگرم بود و دستيازى مى كرد و منزلت او بزرگ شد . حال آنكه على و فاطمه زبون و مقهور شدند . فدك از فاطمه گرفته شد و او چند بار براى گفتگو در آن مورد از خانه خود بيرون آمد و به چيزى دست نيافت و در اين باره زنانى كه پيش او آمد و شد مى كردند و هر سخنى را كه ناخوش مى داشت از قول عايشه نقل مى كردند و از قول او و شوهرش هم سخنان ناخوش براى عايشه نقل مى كردند ولى ميان اين دو حالت تفاوت و فاصله بسيار بود كه عايشه غالب و فاطمه مغلوب و آن يكى فرمان دهنده و اين يكى فرمان برنده بود و حالت انتقام گيرى و دشمن شاد شدن پديد آمد و هيچ چيز سخت تر و تلخ تر از شاد شدن