چهرههايشان چون سپرهاى كوفته شده است . . . ) . [ ابن ابى الحديد ضمن شرح پارهيى از مشكلات لغوى و توضيح درباره پنج امر غيبى كه در آخرين آيه سوره لقمان آمده است بحث تاريخى زير را در مورد مغول ايراد كرده است . ]
ذكر چنگيزخان و فتنه تاتار
بدان اين خبر پوشيده و غيبى كه امير المومنين عليه السلام از آن خبر داده است به روزگار ما آشكارا اتفاق افتاد و خود ما آن را ديديم و مردم از همان قرن اول منتظر آن بودند ولى قضا و قدر آن را در روزگار ما قرار داد . اين مسئله موضوع تاتار است كه از نقاط دور مشرق زمين خروج كردند و سواران ايشان به عراق و شام رسيدند ، نسبت به پادشاهان خطا و قپچاق و سرزمينهاى ماوراء النهر و خراسان و ديگر سرزمين هاى ايرانيان چنان رفتارى كردند كه تاريخ از هنگامى كه خداوند آدم را آفريد تا روزگار ما حكايت چنان رفتارى را ندارد . مثلا بابك خرمدين هر چند مدتى طولانى و حدود بيست سال فتنه و آشوب بر پا كرد ولى گرفتارى و بدبختى او فقط در يك اقليم يعنى آذربايجان بود و حال آنكه اين گروه ، تمام مشرق را بر هم ريختند و نابسامان كردند و گرفتارى آنان به سرزمينهاى ارمنستان و شام هم رسيد و سوارانشان وارد عراق شدند و حال آنكه بختنصر كه يهوديان را كشت فقط بيت المقدس را خراب كرد و اسرائيليانى را كه در شام بودند كشت ، و چه نسبتى ميان اسرائيليان مقيم بيت المقدس با كشورها و شهرهايى كه مغولان ويران كردند و ميان شمار ايشان و شمار مردمى مسلمان و غير مسلمان كه مغولان كشتند وجود دارد اينك ، خلاصهاى از اخبار و آغاز ظهور ايشان را بازگو مى كنيم و مى گوييم :