بزرگى كه افزون از حد توصيف است ، صورت گرفت . لشكر زنگيان كشتيها و بلمهاى ابو احمد را كه به باروى شهر نزديك مى شدند با گلولههاى بزرگ كه قلع و سرب ذوب شده بود مى زدند و با منجنيق و عرادهها سنگباران مى كردند .
ابو احمد فرمان داد براى بلمها سپرهاى ضخيم چوبى ساختند و بر آنها پوست گاوميش كشيدند و روكشهايى قرار دادند كه آميخته با انواع داروها و موادى بود كه مانع آتش گرفتن مى شد و بدين گونه با سالار زنگيان مى جنگيدند و آتش و گلولههاى سرب مذاب اثرى نمى كرد . در اين هنگام محمد بن سمعان دبير و وزير سالار زنگيان از ابو احمد موفق امان خواست و اين موضوع در ماه شعبان همان سال بود . با امان خواهى او اركان سالار زنگيان در هم شكست و نيروى او سستى گرفت . ابو العباس هم آماده شد تا خانه محمد بن يحيى كرنبائى را كه كنار خانه سالار زنگيان بود تصرف كند و آتش زند و در اين باره شروع به چاره انديشى كرد . ابو احمد موفق هم بسيارى از پنجرهها و دريچههايى را كه مشرف بر باروى شهر بود آتش زد و غلامان ابو احمد از ديوار خانه سالار زنگيان بالا رفتند و به خانه درآمدند و خانه را غارت كردند و به آتش كشيدند ، ابو العباس هم همين كار را نسبت به خانه كرنبائى انجام داد . انكلانى پسر سالار زنگيان از ناحيه شكم زخمى گران برداشت كه مشرف به مرگ شد . با توجه به همه بزرگى اين پيروزى چنان اتفاق افتاد كه ابو حمزه نصير فرمانده نيروهاى آبى و دريايى ابو احمد به هنگام هجوم بلمها و مقابلهء شديد زنگيان غرق شد و اين موضوع بر ابو احمد گران آمد و با غرق شدن او زنگيان نيرو گرفتند . ابو احمد پايان آن روز از جنگ برگشت و او را بيمارى و دردى عارض شد كه به ناچار بقيه شعبان و تمام رمضان و چند روز از شوال را از جنگ با زنگيان دست بداشت تا از بيمارى خويش بهبود يافت .
ابو جعفر طبرى مى گويد : همين كه خانه سالار زنگيان و خانههاى يارانش آتش زده شد و نزديك بود اسير شود و او را بگيرند و آن بيمارى براى ابو احمد پيش آمد كه از جنگ خوددارى كرد سالار زنگيان از شهرى كه خودش در كرانه غربى رود ابو الخصيب ساخته بود به كرانه شرقى آن كوچ كرد و به جايگاهى دور افتاده و ناهموار پناه برد كه به سبب بسيارى بيشهزارها و خارستانها دسترسى به
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 163
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٦٣