هرهرى مذهب ، بر اساس منافع خويش ، هر لحظه به سويى ميل نكند ، اتهام تنگنظرى و « دگمانديشى » و « سنتگرايى » مىزنند . بر اساس اين تفكر ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نيز - العياذ بالله - تنگنظر بوده است ؛ زيرا هرگز با كفار قريش سر سازش نداشت . براى مثال ، در سال نهم هجرت ، نمايندگان قبايل از اطراف براى پذيرش اسلام به مدينه مىآمدند . از آن جمله ، نمايندگان قبايل ثقيف حضور پيامبر گرامى شرفياب شدند و گفتند كه حاضرند اسلام را بپذيرند اما شروطى دارند ( مثلا اينكه نماز نخوانند ، و عمل منافى عفت ، ربا ، شرابخوارى و بتپرستى تا سه سال برايشان جايز باشد ) ؛ اما حضرت نپذيرفتند . پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله حتى با خواستهء آنان ، كه حاضر شدند مدت جواز بتپرستى را به يك ماه كاهش دهند ، موافقت نفرمودند . « 1 »
على عليه السّلام نيز به پيروى از سيره و سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نمىتوانست براى بقا و ادامهء حكومت خود ، از اصول دست بردارد ؛ زيرا - بر خلاف معاويه - دين را نه براى حكومت ، كه حكومت را براى اجراى دين مىخواست . بىترديد اين به معناى درك نكردن مقتضيات زمان نيست ؛ زيرا على عليه السّلام آنجا كه پاى فراروى از اصول در ميان نبوده است ، با توجه به اوضاع پديد آمده ، از برخى تصميمات خود صرف نظر كرده است . عزل نكردن ابو موسى اشعرى در مرحلهء اول ، عزل قيس ابن سعد بن عباده از حكومت مصر ، جلوگيرى نكردن از خواندن نماز طراويح و . . . نمونههايى هستند كه انعطافپذيرى سياسى على عليه السّلام و توجه او را به مقتضيات زمان اثبات مىكنند .
هامش
( 1 ) . عبد الملك بن هشام ، سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 184 - 185 ؛ محمد بن عمر واقدى ، المغازى ، ج 1 ، ص 962 - 968 ؛ احمد بن على مقريزى ، امتاع الاسماع ، ج 2 ، ص 86 - 87 .