تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تصوير امامان شيعه در دائرة المعارف اسلام ( فارسي ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
در عوض ، در روايات از آن خبر داده شده است ؛ مانند روايت [ امام ] جعفر صادق ( كه شايد اشاره به دو موقعيتى دارد كه در آن [ امام ] كاظم از مدينه بيرون برده خواهد شد ) كه پيش‌بينى مىكند پسرش دو بار غايب خواهد شد ( انّ لابى الحسن غيبتان ) ، به گونه‌اى كه برخى ادعا خواهند كرد كه او مرده است ( طوسى ، كتاب الغيبة ، ص 38 ؛ قس .
E . Kohlberg , From Imamiyya to Ithna ashariyya , in ( BSOAS , xxxix [ 1976 ] , 531 - 592
. ممكن است انشعاب واقفى بنابر ملاحظات مالى - و نه صرفا مذهبى - صورت گرفته باشد . [ امام ] كاظم نمايندگانى ( قوّام يا وكلا ) در نقاط گوناگون داشت و مىگويند پس از وفاتش برخى از آنان از تحويل دادن پولهايى كه به ايشان سپرده شده بود به [ امام ] رضا خوددارى ورزيده ، استدلال كردند كه [ امام ] موسى آخرين امام بود . يكى از اين وكلا منصور بن يونس بزرگ كوفى بود . ساير وكلا عبارت بودند از على بن حمزه بطائنى ، كه گويند سى هزار دينار به وى سپرده شده بود ، زيد بن مروان قندى كه هفتاد هزار دينار نزد وى بود ، و وكيل [ امام ] كاظم در مصر به نام عثمان بن عيسى عامرى رؤاسى ( رواسى ) كه افزون بر مقدار زيادى پول ، پنج ( يا شش ) كنيز ( جوارى ) داشت كه با پول امام خريده بود . طبق برخى روايات ، عثمان بعدا پشيمان شد ؛ كنيزها را آزاد ساخت و پولها را بازگرداند . روايات ديگر حاكى از آن است كه او از پس دادن پولها خوددارى ورزيد اما كنيزها را آزاد كرد و آنان را شوهر داد ( كشّى ، رجال ، ص 499 - 500 ؛ ابن بابويه ، عيون ، ج 1 ، ص 92 ؛ نجاشى ، رجال ، قم ، 1407 ، ص 300 ، ش 817 ) . [ امام ] كاظم نقش مهمى در ميان برخى از غلات شيعى ايفا كرد . مىگويند مفضّل بن عمر جعفى خطّابى او را در زندان بغداد ملاقات و از او مراقبت مىكرد ؛ و [ امام ] كاظم او را « پدر دوم » خويش مىناميد . عارف كوفى ، محمد بن بشير ( يا بشير ) بنيان‌گذار بشيريه - كه از روى نام خودش نام‌گذارى شده - به الوهيت [ امام ]