برادر اسماعيل را كه از مادر يكى ، ولى از پدر جدا بودند و بزرگترين پسر زندهء [ امام ] جعفر ، محسوب مىشد ، پذيرفتند ، و دليلشان اين بود كه [ امام ] جعفر به طور كلى فرموده است : جانشين امام بايد پسر بزرگترش باشد ؛ اما عبد الله كه پسرى نداشت ، چند هفته بعد درگذشت . در نتيجه بيشتر افراد ، امامت [ امام ] موسى را كه مادرش يك برده به نام حميده ، بود ، پذيرفتند ( و برخى ، از جمله فلاسفهء برجسته ، او را از همان ابتدا امام مىدانستند ) . اين گروه ، شيعهء اثنا عشرى را تشكيل دادند كه [ امام ] جعفر ، ششمين امام آنان بود . گروهى اظهار داشتند كه [ امام ] جعفر واقعا نمرده است بلكه غايب است ، و با عنوان مهدى بازخواهد گشت ( اين گروه ، ناووسيه ناميده شدند ) . برخى از پيروان [ امام ] جعفر ، به برادر كوچكتر [ امام ] موسى يعنى محمد روى آوردند ، كه بعدها فرقهء شميطيه نام گرفت . بيشتر شيعيان ، [ امام ] جعفر را يكى از بزرگترين امامان و معلم تمام عيار فقه مىدانند . شيعيان اثنا عشرى ، زمانى كه به مذهب خود اشاره مىكنند آن را مذهب جعفرى مىنامند . گفتههاى پرشمارى در تعريف و توضيح آموزههاى شيعه ، علاوه بر ادعيه و موعظه ، به [ امام ] جعفر نسبت داده شده است . هم اهل تسنن و هم شيعيان ، كتابهاى بسيارى به او نسبت دادهاند - كه احتمالا هيچ يك از اين نسبتها درست نيست . موضوع اين كتابها عبارتاند از : كهانت ، سحر و جادو ، و كيمياگرى كه معروفترين آنها مسئلهء مرموز جفر ، يعنى پيشگويى آينده ، است .
[ امام ] جعفر ، استاد اصلى جابر بن حيان شيمىدان محسوب مىشود ( كه در واقع امام را به منزلهء يك معلم دينى محترم مىشمرد ) . [ امام ] جعفر همچنين يكى از پيران صوفى محسوب مىشود . به خصوص در ميان شيعيان ، آنچنان گفتههاى فراوانى در تمام جنبههاى مسائل بحثانگيز ، به او نسبت داده شده كه چنين رواياتى براى تعيين نظرات واقعى او در خصوص يك مسئلهء تقريبا بىفايده است .
تصوير امامان شيعه در دائرة المعارف اسلام ( فارسي ) — صفحة 290
مساهمون: محمود تقى زاده داورى
ص٢٩٠