755 م ، [ امام ] جعفر او را به منزلهء فردى افراطى طرد كرد ، كه اين امر برخى از وابستگان او را به شدت برآشفت . ظاهرا هرچند بعضى از ايدههاى افراطى شيعى كمك كرد تا امامت [ امام ] جعفر در عراق جذاب گردد ، او شديدا مراقب بود تا اين ايدهها را محدود نگاه دارد . فلاسفهء متبحّرترى نيز با او و پسرش موسى مرتبط بودند ؛ به ويژه هشام بن حكم و محمد بن نعمان ملقب به شيطان الطاق كه متمايل به نوعى نظام انسانانگارى [ خداوند ] در تضاد با نظام معتزليان نخستين بودند - كه با آنان مباحثاتى داشتند . ديدگاهى دربارهء مسئلهء قدر به [ امام ] جعفر نسبت داده شده ( البته صحت اين نسبت قطعى نيست ) كه بر اساس آن مسئله قدر بين جبر و اختيار است .
[ امام ] جعفر در سال 148 ق / 765 م ، ( طبق عقيدهء سنتى شيعه اثنا عشرى ، به علت مسموميت ، به دستور منصور ، كه احتمال آن ضعيف است ) وفات يافت و در قبرستان بقيع در مدينه ، به خاك سپرده شد . مقبره او زيارتگاه شيعيان بود تا اينكه به دست وهابيان ويران گرديد . او پيروانى متحد كه داراى حيات عقلانى پر جنب و جوشى بودند از خود بر جاى گذاشت كه كاملا در مسير تبديل شدن به يك فرقه قرار گرفتند . اما ظاهرا بعضى از گرايشات مختلفى كه او معمولا موفق به آشتى دادن آنها شده بود ، اكنون انشعابات مهمى در اين فرقه ايجاد كرده است .
دليل اين انشعابات و چند دستگىها ، بحث بر سر جانشينى او بوده است . او پسر بزرگترش ، اسماعيل را [ به جانشينى خود ] تعيين كرد ( اين پسر از همسرى علوى به نام فاطمه ، و از نوادگان حسن [ عليه السّلام ] بود ) ، اما اسماعيل پيش از پدرش وفات يافت - واقعيتى كه عقيدهء برخى از پيروان [ امام ] جعفر را ، دچار مشكل ساخت . از ميان گروه پرشمارى كه اسماعيل به خود جذب كرده بود ، برخى معتقد بودند او نمرده بلكه فقط خود را مخفى كرده است ؛ اما بقيه افراد به پسرش محمد بن اسماعيل روى آوردند . اين عده ، هستهء فرقهء اسماعيليه را تشكيل دادند كه [ امام ] جعفر را امام پنجم مىدانستند . اما بيشتر پيروان [ امام ] جعفر ، امامت عبد الله ،
تصوير امامان شيعه در دائرة المعارف اسلام ( فارسي ) — صفحة 289
مساهمون: محمود تقى زاده داورى
ص٢٨٩