كه گويد : « گروهى گمان كردهاند يزيد بن معاويه راضى به كشتن حسين نبوده است و ادعا مىكنند كشتن او سهوا رخ داده است . وى در پاسخ اين افراد گويد :
اين حرف چگونه با آنچه بر حسين گذشت سازگارى دارد و كشتن او اشتباهى بوده است ، درحالىكه خود يزيد به ابن زياد نامه نوشت ، و در آن ، او را به كشتن حسين و منع آب از او دستور داد . چگونه او راضى نبود درحالىكه سر امام را و نيز اهل بيت او را از اين شهر به آن شهر مىبرد ، چگونه او راضى نبود ، اما به امام سجاد گفت : تو پسر كسى هستى كه خدا او را كشت ، و امام سجاد فرمود : من پسر كسى هستم كه تو او را كشتى » . « 1 » آيا به راستى يزيد نماد تمام نماى جاهليت پيش از اسلام بود يا عبيد اللّه ؟ !
اين روايات تلاشهاى مزبوحانهاى است از سوى راويان و جاعلان دربارى ، پس از افشاگريهاى حضرت زينب عليها السّلام و بر ملا شدن جنايت هولناك يزيد و بنى اميه ، تا آثار اين فاجعهء ننگين را از دامان يزيد بزدايد .
نويسنده ذيل « نامها و القاب حسين [ ع ] » مىگويد : « حسين [ ع ] و برادرش اغلب با عنوان حجت خدا در زمين ياد مىشدند » . « 2 » تنها امام حسن و امام حسين عليهما السّلام حجتهاى خدا در زمين نيستند . به اعتقاد شيعه امام على عليه السّلام و يازده فرزندش حجتهاى خداوند در زميناند .
نويسنده در بخش پايانى مقاله شخصيت امام حسين عليه السّلام را از ديدگاه دو اسلامشناس غربى ، يعنى « ولهاوزن » و « لامنس » ، بررسى كرده ، و ديدگاههاى آن دو را كه با تعبيرهايى بسيار توهينآميز دربارهء امام عليه السّلام و تمجيد يزيد طرح گرديده ، مطرح ساخته است .
هرچند نويسنده تحليل و تصويرى را كه اين دو خاورشناس از شخصيت امام
هامش
( 1 ) . سبط ابن جوزى ، تذكرة الخواص ، ص 63 .
( 2 ) . ترجمهء مدخل ، ص 175 از همين كتاب .