جهانيان بود - با اين تعابير - ايدهاى است كه با اعتقادات شيعى بيگانه است .
حداقل نويسندهء اين مقاله ، در متونى كه به آنها مراجعه كرده ، اثرى از اين ايده نيافته است . امكان دارد كه ايده مزبور ، بعدها وارد تعزيهها و اشعار نوظهور شده باشد ؛ زيرا گذار از مفهوم توسل به اين ايده ، كارى ساده است و ممكن است ايدههاى مسيحيت نيز در اين امر تأثيرگذارده باشند .
در ميان دانشمندان اسلامشناس غربى ، ولهاوزن
( Wellhausen )
و لامنس
( Lammens )
پس از مطالعهء دقيق منابعى كه در اختيار داشتهاند ، دربارهء شخصيت حسين [ عليه السّلام ] قضاوتهايى كردهاند . ولهاوزن با كمك درك هوشمندانهء خود از اطلاعات تاريخى ، تصويرى ظريف از موقعيتها و شخصيتها ترسيم كرده است . او هرگونه انگيزهء دينى در اقدام حسين [ عليه السّلام ] را انكار مىكند و آن را تلاشى از سوى يك انسان جاهطلب براى كسب قدرت برتر مىداند . لامنس با مخالفان يزيد جوانمرد ، هيچگونه احساس همدردى نمىكند . او حسين [ عليه السّلام ] را شخصى سبكسر مىداند ( نظر معاويه نيز همين بوده است . طبرى ، ج 2 ، ص 197 ) كه اصلا عاقبتانديش نبود . هيچ كدام از اين دانشمندان ، براى سخنان و جملاتى كه گفته مىشود حسين [ عليه السّلام ] در فرصتهاى گوناگون ايراد كرده است ، هيچ اهميتى قايل نيستند و به وضوح آنها را مطالبى جعلى مىدانند كه بعدا ساخته شدهاند ؛ هرچند احتمال دارد راويان اين مطالب را بازنويسى كرده و تغيير داده باشند اما بهرغم اين حرفها ، بايد پذيرفت كه بهطور كلى از درون اين مطالب - و مهمتر از آن ، از درون خود اطلاعات تاريخى - تصوير مردى ظهور مىيابد كه محرك او يك ايدئولوژى است ( پايهريزى حكومتى كه مقتضيات اسلام راستين را تحقق بخشد ) ؛ مردى كه اطمينان دارد بر حق است ؛ سرسختانه مصمم است به اهداف خويش دست يابد - همانگونه كه بهطور كلى تمام متعصبان مذهبى چنين ويژگىاى دارند - ؛ و مردى كه مورد تحسين و ترغيب هواداران خويش است و