تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥

فتوا به عدم جواز لعن كردن بر يزيد . . .

ص 223 ، س 6 : آقاى دكتر صلاح الدين المنجد در لبنان كه آثارى و رساله‌هاى زيادى منتشر مىسازد اخيرا رساله‌اى به عنوان سؤال عن يزيد بن معاوية از تأليفات ابن تيميهء حرانى بنيان‌گذار مسلك خشك و جامد وهّابىگرى نشر نموده و تا حال چاپ سوم آن به نظر رسيده و در مقدمهء آن گويد آنچه ترجمه‌اش تقريبا اين است : خليفهء دوم اموى يزيد بن معاوية بن ابى سفيان يكى از اشخاصى است كه در تاريخ اسلامى آثار عميقه گذاشته و حوادث تأسف‌آورى كه مقدّر شده بود در روزگار وى به دست‌هاى قوّاد او جارى شود همراه طعن شديد بر عليه او نزد طايفه‌اى از طوايف اسلامى شده و عدهء دوم را وادار بر تعصب بر له او كرده و در تعظيم وى به حد غلوّ رسيده‌اند « 1 » و هر دو فرقه همين طور در روزگار در اختلافند و اهل سنّت « 2 » طريق وسط را اتخاذ كرده‌اند و محامد اوصاف يزيد را ذكر مىكنند و از سوء اعمال او غفلت ندارند ولى آن‌ها غلوّ نكرده‌اند در حق و باطل . تا اينجا ترجمهء اجمالى از كلام آقاى دكتر نامبرده است بعد گفته : كه رسالهء نامبرده را در
هامش
( 1 ) . در سؤال از ابن تيميه گفته شده كه طرفداران يزيد به نبوت وى نيز قائلند ولى اين رويهء ديرينهء فراعنهء روزگار است كه نخوت و كبر و خودپرستى و تجبر و تفرعن آن‌ها را وادار مىكند بالأخره خود و جان‌نثارانش و نوكران جيره‌خوارش او را به مقام نبوت رسانيده و آخر الامر خداوند قادر متعالش مىخوانند و او هم مغرور و مشتبه شده و از حب جاه و رياست ( انا ربكم الاعلى ) مىگويد اين يك ناموس مطرد در قاموس فراعنهء روزگار است ، اختصاص به يزيد و طرفدارانش ندارد مگر از آن‌ها كسى پيدا شود كه داراى ايمان گرچه ضعيف هم باشد ، داشته باشد و الا رويه‌شان همان است . ( 2 ) . معلوم مىشود مراد دكتر از اهل سنّت اتباع ابن تيميه است و الّا مشهور ميان اهل سنّت ملعون بودن يزيد است .