تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
و يمكن دفع الاستبعاد « 1 » بانه يوجد طريق بين الشام و العراق يمكن قطعه فى اسبوع لكونه مستقيما و كان عرب عقيل يسلكونه فى زماننا . و تدل بعض الاخبار على ان البريد « 2 » كان يذهب من الشام للعراق فى اسبوع . و عرب صليب يذهبون من حوران للنجف فى نحو ثمانية ايام . فلعلهم سلكوا هذا الطريق و تزودوا ما يكفيهم من الماء و اقلوا المقام فى الكوفة و الشام و اللّه اعلم . مىفرمايد : يزيد پليد امر كرد كه سبايا و اسراى خاندان رسالت به مدينه برگردند و همراه آن‌ها نعمان بن بشير انصارى « 3 » را فرستاد با جماعتى . و وقتى كه به عراق رسيدند « 4 » به دليل و راهنما گفتند ما را به طريق كربلا ببر و زمانى كه به محل مصرع شهداى كربلا رسيدند ديدند جابر بن عبد اللّه انصارى و جماعتى از بنى هاشم و مردانى از خاندان رسول اللّه ( ص ) براى زيارت حسين ( ع ) وارد شده‌اند و در وقت واحد وارد شده و با گريه و حزن و به سينه‌زنان ملاقات كردند و اقامهء عزا نمودند و اهل آن اطراف به دور آن‌ها جمع شده و بر آن منوال چند روزى اقامت نمودند . بعد سيد اعيان علماى شيعه ( ره ) مىفرمايد : مشهور آن است كه خاندان رسالت در بيستم ماه صفر به كربلا رسيده‌اند و زيارت اربعين كه از ائمه اهل بيت ( ع ) براى امام حسين ( ع ) وارد شده از آن جهت است . و بعيد شمرده مىشود آمدن ايشان در بيستم ماه صفر به جهت اين كه مسافت ما بين عراق و شام كه در ظرف يك ماه طى شده و طول مىكشد و اهل بيت هم در شام لا بد مدتى مانده‌اند پس چطور مىشود كه آمدن و رفتن و ماندن در شام و رفتن به كوفه و در آنجا ماندن همهء
هامش
( 1 ) . چون سيد بزرگوار مىداند كه قول مشهور مطابق واقع مىشود و استبعاد دليل نيست و لذا آن را خواسته دفع كند چنان‌چه يكى از موثقين از علما شفاها از سيد امين ( قدس سرّه ) نقل مىفرموده كه قايل بوده اسراى اهل بيت ( ع ) در اربعين اول به كربلا آمده‌اند . ( 2 ) . احوالات بريد را در زمان‌هاى سابق تفصيلا در اين كتاب شرح داده شد رجوع شود به صفحه 75 . ( 3 ) . نعمان ابن بشير انصارى از دشمنان امير المؤمنين ( ع ) و از امراى معاويه و يزيد و از دژخيمان او بوده و در باب حمص در فتنهء مروان و ضحاك در ( مرج راهط ) بعد از هلاكت يزيد به قتل رسيده است ، ر . ك : تواريخ و كتب رجال و شرح نهج البلاغه معتزلى . ( 4 ) . منظور آن است كه از نزديكىهاى عراق مىگذشتند يا اصلا به قصد عراق راه را طى كرده‌اند چنان چه ظاهر همين است و وقتى كه به عراق رسيده‌اند به دليل گفته‌اند كه به كربلا برود و قطار آن كاروان خاندان پيغمبر ( ص ) را كه جمعى از امت او احترامشان را مراعات ننموده و اسيرشان كردند به نينوا بكشد تا قبور شهداى دشت بلا را زيارت كرده و رهسپار مدينه شوند از آن‌ها بدتر آن كسى است ، مانند ابن تيميه كه بعد از چند قرن پا به عرصه وجود گذارده و با تمام بىحيايى اسارت اهل بيت سيد الشهداء ( ع ) را انكار نمايد .