يُؤْمِنُونَ
« 1 » .
المسألة العشرون : احتياط كردم در ميان علماى اهل سنّت ، يافتم كه هر فقيهى كه صد مسأله حاصل كرد ، ذكر او كردهاند او را صاحب مذهب و قولى ساختهاند ، و مثل محمّد باقر عليه السّلام كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جابر بن عبد اللّه الانصارى را به رسالت به وى فرستاد ، و در علم تفسير مثل او در دنيا نيامد ، و جمله علوم وى را حاصل بود به لدنّيه ، يكى از تلامذهء او پسرش جعفر الصادق عليه السّلام بود كه چهار هزار راوى او را بودند ، از آن جمله چهار صد مصنّف غير متّهم ، و رضا و موسى و امير المؤمنين و عسكرى عليهم السّلام صاحب التفسير ، و از علما مثل مير مرتضى علم الهدى و ابو جعفر طوسى كه هر يك پانصد تصنيف دارند ، ذكر هيچ يك از اينان نكنند و نام نبرند . از اينجا معلوم شد كه ايشان اعداى اولاد رسولاند صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و عداوت فرزند خلف ، عداوت پدر باشد .
پس عند اين لازم ديدم از معاديان رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دورى كردن و تمسّك به شيعه و عترت اهل البيت عليهم السّلام .
هامش
( 1 ) نحل : 64 .