تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ محمدى ( فارسي ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
است . به علاوه اشعارى هم كه نام معمار در آن آمده ، در دو طرف گنبد ديده مىشده است :
بود اميدوار از لطف غفار * محب شاه دين فتحى معمار
و فرزندش :
خاك سنگ ره ولى خدا * ابن فتحى محمد بنّا
نيز گفته مىشود كه در حفارى داخل مقبره ، محوطه‌اى با ديوارهاى سنگى منظم پيدا شد كه در داخل آن قبر مستطيل شكلى به ابعاد 80 / 3 * 90 / 3 متر كشف شد كه سه قسمت شمال و شرق و غرب با سنگهاى سبز رنگ حجارى شده بنا گرديده است . « 1 » بعدها از بقعهء شيخ حسن در دوران فتحعلى شاه و جنگهاى ايران و روس ياد شده ، بويژه كه اطراف سلطانيه در اين دوران ، لشكرگاه بوده است . از جمله رضاقلى خان هدايت ، از مرگ ميرزا محمد شفيع صدر اعظم در قزوين ياد كرده و اين كه « شاهزاده علىنقى ميرزا حاكم قزوين نعش او را با تجملى شايسته روانهء سلطانيه كرد و روزى چند در بقعهء ملا حسن كاشى [ در اصل : كاشفى ] در سلطانيه به امانت مانده » تا بعدا به حرم امام حسين ( ع ) انتقال دادند . « 2 » در اين دوره ، بقعهء شيخ حسن كاشى توسط دولت قاجارى تعمير گرديد و كتيبه‌اى گچ‌برى شده كه حاوى يادداشتى در تعمير اين بقعه است ، در داخل گنبد نوشته‌اند . در اين كتيبه ، پس از تعريف و تمجيد از عدالت فتحعلى شاه آمده است :
شد درين فرخنده صحرا و ندرين دلكش چمن * چون به پيروزى نزول موكب منصور شاه
خسرو عادل شكار افكن به اين سو مىگذشت * تا فتادش جانب اين بقعه ويرانه راه
گنبد گلزار مولانا حسن كاندر صفاش * روضهء خضرا و باغ خلد بودندى گواه
. . . . . . . ويرانه‌اى بر برگ و ساز * چون گلستانى كه ديد آشوب اسفندارمذ ماه
داد فرمان تا كه سازد اختر برج شهى * گنبد آن را كه بودى آسمانش در پناه
جم نشان شهزاده عبد الله آن كش آفتاب * از شرف هر صبحدم بر درگهش سايد جباه
آن وفاجويى كه چون گيرد به هيجا تيغ رزم * مغز شير آسمان از هيبتش گردد تباه « 3 »
اين بقعه پس از سفر آقاى هاشمى رفسنجانى در سال 1372 شمسى به زنجان ، تعميرات اساسى شده و هم اكنون به نوعروسى زيبا در وسط دشت خودنمايى مىكند . طبعا نيازمند آن است كه با همتى شاه طهماسب گونه ، باغ از ميان رفته احيا شود ، بويژه كه هنوز مدخل
هامش
( 1 ) تاريخ سلطانيه ، سيد عزيز مير بها ، ص 21 ؛ جغرافياى تاريخى سلطانيه ، محمد على مخلصى ، صص 89 - 91 ( 2 ) ملحقات ، روضة الصفا ، ج 9 ، ص 576 ( 3 ) مجله يغما ، ش 58 ، ص 225 ، تاريخ زنجان ، ص 172
تاريخ محمدى ( فارسي ) — صفحة 37 | شيخ حسن كاشى