تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ محمدى ( فارسي ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
مهتر پسرش ابو الحسن بود * باقى همه لاله و سمن بود
موسى و حكيمه ام كلثوم * آن جمله رسيذه از يكى بود
آنگاه خديجه و امامه * پس فاطمه آخرين نامه

نقش خاتمه عليه السلام

بر خاتم او كه جام جم بود * بالشّكر تدوم و النعم بود
بىشكر نبوذه‌اند يكدم * آن پاك ائمّهء معظّم

مدت عمره عليه السلام

ديدست بقا ز دور گردون * بىكام و مراد خمس و عشرون
دوران فلك ازين قياس است * بنگر به رخش كه ناسپاس است

مدت امامته عليه السلام

چون هشت ز عمر خويش بگذاشت * نامش به امام دهر بنگاشت
بوذست امام هفده سال * از خصمى دهر فارغ البال

سبب وفاته عليه السلام

در اول ملك معتصم بود * زان شاه ورا نصيب سمّ بود
زهرش گويند معتصم داد * احسنت زهى خليفهء راد

تاريخ وفاته عليه السلام

اندر مائتين به ست و عشرون * سال هجرى بدور مأمون « 1 »
در ذو القعده به آخر ماه * برداشت جهانش از سر جاه

موضع قبره عليه السلام

در دار الخلافه شهر بغداد * آن روضهء خلد جنّت‌آباد
آنجا كه مقابر قريش است * در پهلو [ ى ] جد پاك خويش است
موسيست امام پاك كاظم * سردار ائمّه و اعاظم
هامش
( 1 ) مأمون در سال 218 مرد .
تاريخ محمدى ( فارسي ) — صفحة 143 | شيخ حسن كاشى