مهتر پسرش ابو الحسن بود * باقى همه لاله و سمن بود
موسى و حكيمه ام كلثوم * آن جمله رسيذه از يكى بود
آنگاه خديجه و امامه * پس فاطمه آخرين نامه
نقش خاتمه عليه السلام
بر خاتم او كه جام جم بود * بالشّكر تدوم و النعم بود
بىشكر نبوذهاند يكدم * آن پاك ائمّهء معظّم
مدت عمره عليه السلام
ديدست بقا ز دور گردون * بىكام و مراد خمس و عشرون
دوران فلك ازين قياس است * بنگر به رخش كه ناسپاس است
مدت امامته عليه السلام
چون هشت ز عمر خويش بگذاشت * نامش به امام دهر بنگاشت
بوذست امام هفده سال * از خصمى دهر فارغ البال
سبب وفاته عليه السلام
در اول ملك معتصم بود * زان شاه ورا نصيب سمّ بود
زهرش گويند معتصم داد * احسنت زهى خليفهء راد
تاريخ وفاته عليه السلام
اندر مائتين به ست و عشرون * سال هجرى بدور مأمون « 1 »
در ذو القعده به آخر ماه * برداشت جهانش از سر جاه
موضع قبره عليه السلام
در دار الخلافه شهر بغداد * آن روضهء خلد جنّتآباد
آنجا كه مقابر قريش است * در پهلو [ ى ] جد پاك خويش است
موسيست امام پاك كاظم * سردار ائمّه و اعاظم
هامش
( 1 ) مأمون در سال 218 مرد .