تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ محمدى ( فارسي ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨

اوصاف ساير اولاده عليه السلام

ام السلمة على و زينب * هر يك ز كنيزكى شكر لب
اين‌اند بنين و از بناتش * از جاريه و مخدّراتش

نقش خاتمه عليه السلام

املى بالله بر نگين داشت * همچون پذران خويش دين داشت
اين بود نشان خاتم او * زين پس من و قبر و ماتم او

مدّت عمره عليه السلام

بگذاشت ز عمر هفت و پنجاه * در عالم علم و رفعت و جاه

تقسيم عمره عليه السلام

بوذست چهار سال با جد * در طفلى زهد كرده بىحد
آن كو ز حسين برد افادت * بىشك چو حسين كند سيادت
مصحوب پذر به سى و نه سال * بوذست بكام فارغ البال
از بعد پذر امام ايّام * او بوذه بكام گاه و ناكام
در آخر حكم آل مروان * عبد الملك و ملك سليمان
ديگر عمر نكو نهايت * بن عبد عزيز پركفايت

سبب وفاته عليه السلام

عبد الملكش به زهر برداشت * بگذشت و جهان به خصم برداشت
در آخر ملك آن طوايف * مىبود به سال و ماه خايف

تاريخ وفاته عليه السلام

يك نسخه به ثالث صفر بود * آن ظلم كه روزگار بنمود
در نسخهء اصل فخر دينى * مشهور جهان به پاك دينى
آن صدر كه اوست از نشابور * ديباجه به نام اوست مذكور
ديذم كه به ماه حج روان شد * از زهر ستم بدان جهان شد
در سال صد و چهارده راست * زهر از كف دهر خورده برخاست
تا دور زمين و آسمان است * چندانك ز آدمى نشان است
از مسكن ماه تا به ماهى * تا هست سپيدى و سياهى
هر لحظه بر آن سگان بىدين * ز اهل ملكوت باد نفرين

موضع قبره عليه السلام

قبرش به بقيع پيش آباست * آنجاى كه جنّتى سراپاست
آن خلد رفيع مشهد آباد * در چند كتاب كرده شد ياد