تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ محمدى ( فارسي ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
اما على آنك خردتر بود * پيوسته ملازم پذر بود
با باب شهيد كربلا شد * آن دشت كه موضع بلا شد

اسم على ابنه عليه السلام

ليلى بودست نام مامش * معصومه و عفتى تمامش
بو مرّه عروه نام آن ماه * ابن الشغفيست رحمة الله

صفت جعفر ابنه عليه السلام

جعفر سيمين پسر جوانى * آراسته همچو بوستانى
پيش از پذر او وفات ديذه * در جنّت اعلى آراميده
او نسل نداشت در زمانه * چون جوهر فرد بذ يگانه

صفت عبد الله ابنه عليه السلام

عبد الله از رباب بوذه * مانندهء آفتاب بوذه
او دختر امر قيس بن لوس * در عالم عالمى زده كوس
بگرفته بناز در كنارش * اعنى پذر بزرگوارش
آن ميوهء باغ نارسيذه * آن غنچه نيم بشگفيذه
او نيز شهيد شد در آن خاك * خونين دل ازو زمين و افلاك

صفت بناته عليه السلام

آنگاه سكينه هم از آن مام * او نيز نديده بخت ايّام
با فاطمه او ز ام اسحاق * زان مام جز او نيامذه طاق

نقش خاتمه عليه السلام

انگشتريى كه داشت آن شاه * بر وى ثقتى نوشته بالله
احسنت زهى بزرگواران * شاهان و امام و دين شكاران

مدت عمره عليه السلام

عمرش كه گذشت كام و ناكام * آن ظلم رسيذه را ز ايّام
بودست تمام هفت و پنجاه * ليكن به خلافتست كوتاه

تقسيم عمره عليه السلام

ده سال رفيق مصطفى بود * جدش كه گزيدهء خذا بود
مصحوب پذر امام ايّام * دين‌پرور و مقتداى اسلام
سى بوذه و هفت در عبادت * شهره به شجاعت و سيادت

مدت امامته عليه السلام