تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤

فصل در ذكر بعضى از فضايل و كرامات

« 3 » آن امام خجسته صفات و آن پيشواى اهل نجات عليه الصّلوات و التّحيات مروى است از شقيق بلخى كه گفت : در سال صد و چهل و نهم از هجرت به حج مىرفتم . چون به قادسيّه رسيدم ، در ميان حاجيان مردى ديدم صوف‌پوش كه تنها نشسته بود . با خود گفتم اين جوان صوفىاى است كه مىخواهد معاش خود را از اهل قافله بگذراند . چون نزديك رسيدم ، گفت : « يا شقيق اجتنبوا كثيرا من الظّن ان بعض الظّن اثم » « 4 » اين بگفت و برفت ، و از نظرم غايب شد . هر چند شتافتم ، او را نيافتم ، تا به منزل ديگر رسيدم . آن جوان را ديدم كه در سر چاهى ايستاده ، ركوه‌اى « 5 » در دست داشت و مىخواست كه آب بكشد . ركوه از دستش بيفتاد در چاه . پس روى به سوى آسمان كرده گفت : يا سيّدى ! مرا هيچ ظرفى غير از اين نيست . در حال آب چاه را ديدم كه به بالا آمد ، چنان كه تا به لب چاه رسيد ، و ركوه بر روى آب افتاده بود . دست دراز كرد و ركوه را برداشت و وضو ساخت و چهار ركعت نماز گزارد . بعد از آن پاره‌اى ريگ برداشت و در آن ركوه ريخت و مىجنبانيد و تناول مىنمود . من پيش رفته سلام كردم . جواب سلام بازداد . پس گفتم كه : از آنچه خداى تعالى به تو ارزانى داشته ، به من شفقت فرماى ؛ آن ركوه را به من داد . چون نگاه كردم ، در آنجا قند و سويق « 6 » بود . از آن بخوردم . به خداى سوگند كه هرگز چيزى از آن لذيذتر و خوشبوتر نخورده بودم و چند روز سير بودم . بعد از آن از چشمم غايب شد . ديگر او را نديدم ، تا به مكّه رسيدم . نيم‌شبى در مكّه او را ديدم كه نماز مىگزارد و گريه و زارى

هامش
( 3 ) در متن : « كرامت » .
( 4 ) از آيهء 12 سورهء مباركهء حجرات .
( 5 ) ركوه ( و ) كوزهء آب خوردنى ، مشك آب .
( 6 ) سويق : نوعى خوراكى است كه آن را از هفت چيز مىسازند : گندم ، جو ، نبق ، سيب ، كدو ، حب الرّمان و سنجد . براى اطلاعات بيشتر ، رجوع شود به « تحفهء حكيم مؤمن » و « اختيارات بديعى » . ( به نقل از لغتنامهء دهخدا ) .