قاسم بن موسى و فرزندش و ابو محمد بن هارون و صاحب الحصاة و على بن محمد و محمد بن محمد كلينى و ابو جعفر الرفا . از قزوين : مرداس و على بن احمد . از قابس : دو مرد .
از شهر زور : ابن الخال . از فارس : مجروح . از مرو : صاحب هزار دينار و صاحب مال و رقعه بيضاء و ابو ثابت . از نيشابور : محمد بن شعيب بن صالح . از يمن : فضل بن يزيد و حسن پسرش و جعفرى و ابن اعجمى و شمشاطى و از مصر : صاحب مولودين و صاحب مال در مكه و ابو رجاء از نصيبين : ابو محمد بن الوجناء . از اهواز : حصينى .
شيخ صدوق همچنين به سند خود از محمد بن صالح آزادشدهء امام رضا ( ع ) نقل كرده است كه گفت : صاحب الزمان بر جعفر كذاب ، از جايى كه او نمىديدش ظاهر شد و اين در هنگامى بود كه جعفر در زمان وفات ابو محمد ( ع ) بر سر ميراث آن حضرت منازعه مىكرد پس به جعفر گفت : اى جعفر چرا به حقوق من متعرض مىشوى ؟ جعفر سرگشته و مبهوت ماند آنگاه صاحب الزمان ناپديد شد و جعفر به جست و جوى او در ميان مردم پرداخت اما او را نديد . چون جده ، مادر حسن بمرد ، امر كرد كه او را در خانه به خاك سپارند . جعفر به مخالفت برخاست و گفت : اين خانه من است و او در اينجا نبايد دفن شود . پس امام ( ع ) ظاهر شد و گفت : اى جعفر آيا اين خانهء توست ؟ سپس غايب شد و جعفر او را نديد .
وى نام كسانى كه آن حضرت را در آن ماجرا ديدند ، بر شمرده است كه ذكر نام آنها به درازا مىانجامد و همين مقدار كه گفته آمد ، كافى است . تمام كسانى كه نام آنها ذكر شد ، كسانى هستند كه آن حضرت را در غيبت صغرا رؤيت كردهاند .
احاديثى نيز در دست است مبنى بر آنكه رؤيت امام زمان ( ع ) در غيبت كبرا ناممكن است ، اما با اين وجود از بسيارى نقل شده است كه آن حضرت را در غيبت كبرا ديدهاند . مىتوان ميان اين دو را چنين جمع كرد كه مقصود از نفى رؤيت امام زمان در غيبت كبرا ، رؤيت كسانى است كه غير از ادعاى مشاهده ، نيابت آن حضرت را نيز مدعى شدهاند و همچون سفيران آن حضرت ، از وى خبرهايى به آنان رسيده است . البته وجوه ديگرى غير از اين ، نيز گفته شده است .
علامات ظهور مهدى ( ع )
اين علامات از ائمه اهل بيت ( ع ) نقل شده است و اصحاب ما ( رضوان الله عليهم ) اين روايات را با اسنادهاى متصل نقل كردهاند . كسانى همچون نعمانى و شيخ طوسى در غيبت و مفيد در ارشاد و عدهاى ديگر . ما در اينجا براى رعايت اختصار ، اين احاديث را با حذف سندهاى آنها مىآوريم يا آنكه تنها به حاصل روايت اشاره مىكنيم و تا آنجا كه ممكن باشد اين احاديث را به گونه مفصل و مرتب ، طبقهبندى مىكنيم تا دسترسى و اطلاع بر آنها