تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢

يارانمان ، شنيدم كه مىگفت : صاحب الزمان ( ع ) را ديدم . سيمايش مىدرخشيد گويى ماه شب چهارده است و بر نافش مويى همچون يك خط رسته بود . . . همچنين وى به سند خود از جماعتى كه محمد بن عثمان عمرى هم يكى از آنان بود نقل كرده است كه گفتند : ابو محمد حسن بن على ( ع ) ، فرزندش را به ما نماياند . ما در خانهء آن حضرت بوديم و شمارمان به چهل مىرسيد آن حضرت فرمود : اين كودك پس از من پيشواى شماست و جانشين من بر شماست . او را فرمان بريد و پس از من به تفرقه درنيفتيد كه در اديان خود نابود خواهيد شد . هشداريد كه شما اين كودك را پس از امروز ديگر نخواهيد ديد . چند روزى از اين ماجرا نگذشته بود كه ابو محمد ( ع ) از دنيا برفت . سخن آن حضرت كه فرموده است : « شما اين كودك را پس از امروز ديگر نخواهيد ديد . . . » مقصود بيشتر كسانى بوده كه در آن جمع حضور داشته‌اند . زيرا ظاهرا « عمرى » خود يكى از سفيران آن حضرت ( ع ) بوده كه وى را نيز مىديده است تعدادى روايات نيز در دست است كه حميرى از عمرى مىپرسد كه آيا مهدى ( ع ) را ديده‌اى و او پاسخ مىدهد : آرى . در برخى ديگر از روايات چنين است كه آخرين ديدار من با او نزد بيت الله الحرام بود كه آن حضرت مىگفت : خدايا آنچه را كه به من وعده فرموده‌اى محقق ساز و در برخى ديگر از روايات آمده است كه عمرى گفت : مهدى ( ع ) را ديدم در حالى كه به پرده‌هاى كعبه در مستجار چنگ آويخته بود و مىگفت : خدايا از دشمنانم انتقام بستان . « 47 » همچنين شيخ صدوق به سند خود از ابو عبد الله كوفى نقل كرده است كه وى شمار كسانى را كه بر معجزات صاحب الزمان ( ع ) وقوف يافته‌اند يا وكلاى آن حضرت كه وى را ديده‌اند ، ذكر كرده است . از بغداد : عمرى و فرزندش و حاجز و بلالى و عطار . از كوفه . عاصمى . از اهواز : محمد بن ابراهيم بن مهزيار ، از مردم قم : احمد بن اسحاق . از اهل همدان : محمد بن صالح . از اهل رى : بسامى ، اسدى يعنى خودش . از اهل آذربايجان : قاسم بن علاء . از نيشابور . محمد بن شاذان . و از غير وكلا ، از اهالى بغداد : ابو القاسم بن ابى حابس و ابو عبد الله كندى و ابو عبد الله جنيدى و هارون قزاز و نبلى و ابو القاسم بن دميس و ابو عبد الله بن فروخ و مسرور طباخ آزادشدهء ابن الحسن ( ع ) و احمد و محمد فرزندان حسن و اسحاق ، كاتب نوبخت و غلام فراء و صاحب صرة مختومه . و از همدان : محمد بن كشمرد و جعفر بن حمدان و محمد بن هارون بن عمران از دينور : حسن بن هارون و احمد بن اخيه و ابو الحسن . از اصفهان : ابن بادشاله . از صميرة : زيدان و پدرش و حسن بن يعقوب . از رى :

هامش
( 47 ) اين روايت پيش از اين چنين نقل شده بود كه مهدى ( ع ) مىفرمود : خدايا به وسيلهء من از دشمنانم انتقام بگير كه اين عبارت به صواب نزديك‌تر است . ( مؤلف ) .