تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
حاج حسين از بنقى و امير پادشاه محمد بخارى نزيل مكه ، ترجمه كرده‌اند . خواجه پارسا در فصل الخطاب گويد : چون ابو عبد الله جعفر بن ابى الحسن على الهادى ( رض ) دانست كه ابو محمد حسن عسكرى ( ع ) فرزندى ندارد ، ادعا كرد كه برادرش حسن عسكرى ( ع ) امامت را به دو سپرده است از اين رو ، وى را كذاب خوانده‌اند و وى بدين لقب معروف است . اما فرزند ابو محمد حسن عسكرى ، محمد است كه نزد تمام خواص اصحاب آن حضرت و نيز ياران محرم او ، آشكار و معلوم است . خواجه پارسا روايت مىكند كه حكيمه دختر ابو جعفر محمد جواد عمه ابو محمد حسن عسكرى ، وى را دوست مىداشت و براى او دعا مىكرد و به درگاه خداوند ناله و زارى مىكرد كه فرزند حسن عسكرى را ببيند . ابو محمد حسن عسكرى كنيزى برگزيده بود به نام نرجس . چون شب نيمه شعبان سال 255 فرا رسيد ، حكيمه نزد حسن عسكرى آمد . حسن به وى گفت : اى عمه امشب براى كارى نزد ما باش . حكيمه همانطور كه امام فرموده بود ، آن شب در خانهء آن حضرت بماند . چون سپيده سر زد ، نرجس مضطرب شد حكيمه به سوى او رفت . آنگاه نرجس نوزاد مبارك را بزاد . چون حكيمه بچه را ديد ، او را بر گرفت و نزد ابو محمد حسن عسكرى ( ع ) برد . كودك مختون بود . حسن عسكرى ، كودك را گرفت و بر پشت و چشمانش دست كشيد و زبانش را در دهان او كرد . به گوش راستش اذان و در ديگرى اقامه گفت . سپس فرمود : اى عمه ! اين نوزاد را به نزد مادرش ببر . من نيز كودك را گرفتم و به مادرش بازگرداندم . حكيمه گفت : سپس از اتاق خود به سوى ابو محمد حسن عسكرى ( ع ) رفتم . ديدم نوزاد پيشاروى آن حضرت است . جامه‌اى زرد پوشيده و هاله‌اى از درخشندگى و نور او را در ميان گرفته است آنچنان كه كودك در دلم نشست . پس عرض كردم : سرورم ! آيا دربارهء اين نوزاد مبارك چيزى مىدانى تا بگويى ؟ فرمود : آرى عمه ! اين منتظر است اين است آنكه نويدش به ما داده شده . حكيمه گفت : پس به شكرانهء اين نعمت به سجده در افتادم . حكيمه گويد : چندين بار ديگر نزد ابو محمد حسن عسكرى رفتم اما نوزاد را نمىديدم پس روزى بدان حضرت عرض كردم : اى سرور ما ! آقا و منتظر ما چه مىكند ؟ فرمود : او را همانجا به امانت نهاديم كه مادر موسى ( ع ) فرزندش را به امانت گذاشته بود . همچنين خواجه محمد پارسا در حاشيه كتاب خويش ، حكايت معتضد عباسى را كه پيش از اين ، آن را از كتاب شواهد النبوة جامى نقل كرده بوديم و نيز برخى از علامات قيام مهدى ( ع ) را متذكر شده است . تا آنجا كه گفته است : روايات در اين باره فراوان‌تر از آن است كه به شمارش درآيند . مناقب مهدى ( ع ) صاحب الزمان كه از ديدگان غايب اما در هر زمانى موجود است ، بسيار و فراوان است . اخبار بر ظهور او و تابش نور وى دلالت دارند . او