چون هفت روز به سر آمد ، بيرون شد و من با وى وداع كردم . او به من گفت : « اى حسن ! هرگز آنچه براى من با تو رخ داد با ديگرى رخ نداده بود . پس بر وردت پاى فشار تا آنگاه كه ناتوان شوى كه تو عمرى دراز خواهى يافت . »
پيش از اين نيز سخن شعرانى را نقل كرده بوديم كه گفت : حسن عراقى به وى خبر داده بود كه او از مهدى هنگامى كه با وى ديدار كرده بود دربارهء سالش پرسيده بود و على خواص با سخن شيخ حسن عراقى دربارهء سال مهدى موافقت كرده بود .
شعرانى در كتاب الطبقات الكبرى ، در تمجيد على خواص و ذكر مناقب وى ، سخنان فراوانى گفته است تا آنجا كه گويد : على خواص بىسواد بود اما با اين حال دربارهء معانى قرآن و حديث چنان سخن مىگفت كه دانشمندان را به شگفتى فرو مىبرد . او از آنچه كه در لوح محفوظ بود يا نبود آگاهى داشت و اگر سخنى مىگفت ( پيشگويى مىكرد ) مطلب همان گونه كه او گفته بود واقع مىشد حتى شخص را پيش از آنكه لب به سخن بگشايد به واقعهاى كه به خاطر آن آمده بود خبر مىداد .
توجه : اگر چه ما از صحت تمام آنچه كه برخى از مشايخ صوفيه دربارهء ملاقاتهايشان با امام زمان ( ع ) گفتهاند ، بىاطلاعيم و مىدانيم كه برخى از اين ادعاها در زمرهء خرافات و تمويهات آنان است ، اما با اين وجود اين سخنان را براى اين نقل كرديم تا حجتى باشد براى كسانى كه منكرند و وجود صاحب الزمان ( ع ) و غيبت او را بعيد مىشمرند و حتى شيعيان را به واسطه داشتن چنين اعتقاداتى به حماقت منسوب مىسازند تا آنجا كه يكى از هم اينان گويد : « شيعيان ننگ بنى آدمند و ديگرى گفته است : هر كس به احمقترين مردم وصيت كرده ، آن را پس بگيرد و به كسى وصيت كند كه قايل به غيبت مهدى است . » با اين وجود اينان انكار نمىكنند و بزرگ نمىشمرند كه براى على خواص لوح محفوظ ، از آنچه محو كرده يا در خود دارد ، منكشف شود و از آنچه در ضمير مردم مىگذرد ، آگهى دهد و بر غيب و ناديده مطلع باشد ! ! يا آنكه شيخ محيى الدين عربى با پيامبران و فرستادگان حق در مكه مكرمه ديدار كند و با آنان سخن گويد و ايشان با وى سخن گويند . او به گرد كعبه طواف كند و خانه كعبه هم به دور او طواف كند . با دخترش در گهواره سخن بگويد چنان كه شعرانى تمام اين موارد را در كتاب اليواقيت و الجواهر ، به نقل از فتوحات مكيه نقل كرده بود . اينان به امثال چنين كسانى بزرگترين كرامات را نسبت مىدهند اما اماميه را به خاطر اعتقاد بدانچه كه اينان بدان باور دارند و خود از وجود صاحب الزمان و ديدار با او خبر مىدهند ، به كوتهفكرى و حماقت منسوب مىسازند ! ! اين از جادهء انصاف واقعا به دور است .
دوازدهم : ابو محمد احمد بن ابراهيم بلاذرى در حديث مسلسل ؛ از سمعانى در الانساب
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 357
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٣٥٧