تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
است ، حسين ( ع ) را قصد كرده زيرا كنيهء آن امام ، ابو عبد الله بوده است و در اين روايت نيز مقصود از اسم ، كنيه است بدين كنايت كه اين فرد از فرزندان حسين است نه از فرزندان حسن . ابن طلحه شافعى نيز در پاسخ به اين ايراد ، همين سخن را گفته و براى آن دو مقدمه نيز ذكر كرده است : اول : شيوع اطلاق لفظ پدر بر جد اعلى مانند اين سخن خداوند در قرآن كريم كه فرموده است :
مِلَّةَ أَبِيكُم إِبْراهِيم

« 14 » و يا فرموده است :

وَ اتَّبَعْت مِلَّةَ آبائِي إِبْراهِيم

« 15 » همچنين در ماجراى معراج آمده است كه اين پدرت ابراهيم است . دوم : آن كه بر كنيه نيز اطلاق اسم مىشود . بخارى و مسلم روايت كرده‌اند كه رسول خدا ( ص ) على را ابو تراب ناميد و هيچ نامى محبوب‌تر از اين اسم در نزد على ( ع ) نبود . مبتنى نيز گويد : « و من كناك فقد اسماك للعرب . » شايد هم بتوان گفت كه كنيهء حسن عسكرى ( ع ) ، ابو محمد بود و پدر پيامبر ( ص ) نيز مكنى به ابو محمد بوده است . سپس كنجى گويد : احتمال دارد كه راوى در فرمايش پيامبر كه فرموده است ابنى توهم كرده و آن را به ابى تصحيف و تبديل كرده است . پس بايد براى جمع ميان روايات ابنى را در اين روايت به ابى حمل كرد . نگارنده : احتمال تصحيف بسيار نزديك است . زيرا هر دو كلمه در حروف با هم نزديك‌اند و خط قديم اكثرا بدون نقطه بوده است . و علما و اصحاب ما اين مضمون را در كتب خود متذكر شده‌اند . شيخ طوسى در كتاب الغيبة به سند خود از ابن مسعود از پيامبر ( ص ) روايت كرده كه فرمود : دنيا سپرى نشود تا آن كه مردى از خاندانم در امتم در آيد كه به نام مهدى خوانده مىشود . وى به سند خود از ابو هريره از پيامبر ( ص ) نقل كرده است كه فرمود : اگر از دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد خداوند اين روز را دراز گرداند تا مردى از خاندانم بيرون آيد كه دنيا را از عدل و داد پر مىكند آن چنان كه از ظلم و جور پر بوده باشد . پيش از اين نيز سخن شيخ مفيد را در اين باره نقل كرديم . كنجى به سند خود از سعيد بن مسيب نقل كرده است كه گفت : نزد ام سلمه بوديم ، پس مهدى را به ياد ما آورد و گفت : از رسول خدا ( ص ) شنيدم كه مىفرمود : مهدى از اولاد فاطمه است .

هامش
( 14 ) حج / 78 : آيين پدر شما ابراهيم .
( 15 ) يوسف / 38 : و از دين پدرانم ابراهيم و . . . پيروى كردم .
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 287 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين