يا ابن الذبيح و يا ابن اعراق الثرى * طابت ارومته و طاب عروقا « 2 » يا ابن الوصى وصى افضل مرسل * اعنى النبى الصادق المصدوقا « 3 » يا أيها الحبل المتين متى أعذ * يوما براجذه وثيقا « 4 » انا عائذ بك فى القيامة لائذ * ابغى لديك من النجاة طريقا « 5 » لا يسبقنى فى شفاعتكم غدا * احد فلست بحبكم مسبوقا « 6 » يا ابن الثمانية الائمة غربوا * و ابا الثلاثة شرقوا تشريقا « 7 » ان المشارق و المغارب انتم * جاء الكتاب بذلكم تصديقا « 8 »
چگونگى رحلت آن حضرت
در روضة الواعظين آمده است كه آن حضرت را در بغداد با خورانيدن سم از پاى درآوردند .
ابن بابويه نيز گويد : معتصم آن حضرت را مسموم كرد . و ابن شهر آشوب هم گويد : آن حضرت به سم كشته شد . شيخ مفيد در اين باره مىنويسد : گفتهاند آن حضرت را به سم كشتند . اما اين قول در نزد من ثابت نيست تا بدان گواهى دهم .
سيد مرتضى در عيون المعجزات نوشته است : معتصم در انديشه نقشهاى بود تا بدان امام ابو جعفر ( ع ) را به قتل رساند و در اين باره با دختر مأمون ، همسر امام جواد ( ع ) سخن گفت و به وى پيشنهاد كرد تا با خورانيدن سم به آن حضرت ، وى را مسموم كند . معتصم از كنارهگيرى دختر مأمون از امام جواد ( ع ) اطلاع داشت . و مىدانست آن زن به خاطر آن كه امام جواد ( ع ) مادر ابو الحسن على ( ع ) ، فرزندش ، را بر وى برترى مىداد نسبت به امام كينه دارد . از طرفى امام جواد ( ع ) از آن زن صاحب فرزندى نشده بود . اينها همه دست به دست هم داد تا آن زن به درخواست معتصم پاسخ مثبت گويد . وى سمى در انگور رازقى ريخت و آن را پيش روى امام جواد ( ع ) نهاد . چون امام ( ع ) از آن انگور تناول كرد آن زن از كردهء خويش پشيمان شد و گريست .
عبد العزيز جنابذى گويد : ام الفضل به قصر معتصم برده شد و در ميان حرم وى زندگى
هامش
( 2 ) اى فرزند ذبيح و اى فرزند اصالتهاى نيكو ، پاك گشت نژاد و تبار شما و پاك شد ريشهها و بنيانهاى شما .
( 3 ) اى فرزند وصى ، وصى برترين فرستاده يعنى پيامبر راستگوى تصديق شده .
( 4 ) اى ريسمان استوار كه هرگاه از ترس عقوبت خدا بدان چنگ زنم آن را محكم و استوار مىيابم .
( 5 ) من در روز قيامت به تو پناهندهام و از طرف تو راه نجات و رستگارى مىجويم .
( 6 ) هيچ كس فردا در شفاعت شما از من پيشى نگيرد و من در علاقه به شما نخستين كس هستم .
( 7 ) اى فرزند هشتمين امامى كه از ديار خود هجرت كردند و پدر سه امامى كه نور افشانى نمودند .
( 8 ) براستى مشرقها و مغربها شمايانيد و قرآن بر اين تصديق كرده است .