مىكنم و نه ابطال . وى همچنين گويد : تكتم از اسامى زنان عرب است و در اشعار بسيارى به كار رفته است . از جمله در اين بيت :
« طاف الخيالان فزادا سقما * خيال تكنى و خيال تكتما »
فيروزآبادى نيز بر اين اظهار نظر صحه گذارده و گفته است : تكنى و تكتم به صورت مجهول ، هر يك از نامهاى زنان است .
كنيهء آن حضرت
كنيه آن حضرت را ابو الحسن و نيز ابو الحسن ثانى خواندهاند . ابو الفرج اصفهانى در مقاتل الطالبيين روايتى نقل كرده و مبنى بر آن كه كنيهء آن حضرت ، ابو بكر بوده است . وى به سند خود از عيسى بن مهران از ابو صلت هروى نقل كرده است كه گفت : روزى مأمون از من پرسشى كرد . گفتم : ابو بكر در اين باره چنين و چنان گفته است . مأمون پرسيد : كدام أبو بكر ؟ أبو بكر ما يا أبو بكر اهل سنت ؟ گفتم ؛ ابو بكر ما . پس عيسى از ابو صلت پرسيد :
ابو بكر شما كيست ؟ پاسخ داد : على بن موسى الرضاست كه بدين كنيه خوانده مىشود .
لقب آن حضرت
در كتاب مطالب السئول در اين باره آمده است : القاب آن حضرت عبارت است از رضا ، صابر ، رضى و وفى ، كه مشهورترين آنها رضاست . در فصول المهمة نيز مشابه اين مطلب آمده با اين تفاوت كه در آنجا به جاى القاب رضى و وفى ، زكى و ولى ياد شده است . در مناقب ابن شهر آشوب گفته شده است : احمد بزنطى گويد : بدان جهت آن حضرت را رضا ناميدند كه او از خدا در آسمانش رضا بود و براى پيامبر و ائمه در زمين رضا بود . و نيز گفتهاند چون مخالف و موافق گرد آن حضرت بودند وى را رضا ناميدند . همچنين گفتهاند : چون مأمون بدان حضرت ، رضايت داد وى را رضا گفتند .
نقش انگشترى آن حضرت
در فصول المهمة گفته شده است : نقش انگشترى امام رضا ( ع ) « حسبى الله » بود و در كافى به سند خود از امام رضا ( ع ) نقل شده است كه فرمود : نقش انگشترى من ، « ما شاء الله لا قوة الا بالله » است . صدوق نيز در عيون گويد : نقش انگشترى آن حضرت « وليى الله » بود .
دربان آن حضرت
در فصول المهمه نام دربان آن حضرت « محمد بن فرات » و در مناقب « محمد بن راشد » ذكر شده است .