تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
مىبرد . ابن شهر آشوب گويد : آن حضرت 19 دختر داشت . اما به هنگام شمارش از بيست نفر نام مىبرد بدين ترتيب : خديجه ، ام فروه ، أم أبيها ، عليه ، فاطمه ، بريهه ، كلثم ، ام كلثوم ، زينب ، ام القاسم ، حكيمه ، رقيه صغرى ، ام دحيه ، ام جعفر ، لبابه ، اسماء ، امامه ، ميمونه . در عمدة الطالب گفته شده است : امام ( ع ) شصت فرزند داشت . سى و هفت دختر و بيست و سه پسر . از اين عده بدون هيچ خلافى پنج نفرشان نسلى از خود ادامه ندادند و آنان عبارتند از : عبد الرحمن ، عقيل ، قاسم ، يحيى و داود . و سه تن ديگر از فرزندان آن حضرت به نامهاى سليمان ، فضل و احمد دخترانى به دنيا آوردند و از آنان هيچ نامى نيست . در نسل پنج نفر از فرزندان آن حضرت به نامهاى حسين ، ابراهيم ، اكبر ، هارون ، زيد و حسن اختلاف است . و در نسل ده تن ديگر از فرزندان آن حضرت به نامهاى على ، ابراهيم اصغر ، عباس ، اسماعيل ، محمد ، اسحاق ، حمزه ، عبد الله ، عبيد الله و جعفر خلافى نيست . استاد از سيزده پسر بوده است . چهار تن از آنان مكثر بودند به نامهاى على الرضا ، ابراهيم مرتضى ، محمد عابد ، و جعفر و چهار تن متوسط بودند به نامهاى زيد النار ، عبد الله ، عبيد الله و حمزه و پنج تن مقل بودند به نامهاى عباس ، هارون ، اسحاق ، اسماعيل و حسن . طبق گفتار استاد ، ابو الحسن عمرى حسين بن كاظم صاحب نسل و سلاله شد اما پس از مدتى نسل او از بين رفت . گفتارى كه نقل شد با تمام سخنانى كه قبلا از ديگر علما نقل كرده بوديم از دو جهت مخالفت دارد ، اولا : ظاهر كلام ايشان آن است كه ابراهيم بن كاظم يك نفر است در حالى كه در قولى كه از عمدة الطالب نقل كرديم تصريح شده بود به اينكه اينان دو نفرند و ما اين نكته را مفصلا در جزء پنجم در شرح زندگى ابراهيم بن موسى بن جعفر توضيح داده‌ايم . ثانيا : از آنچه گذشت مىشود دريافت كه شمارهء زياد اولا آن حضرت ، بوى افراط مىدهد شايد كسانى كه پيش از اين از آنان ياد كرديم تنها بر شمارهء فرزندان مشهور و صاحب نسل و سلالهء آن حضرت ( ع ) اكتفا كرده‌اند .

خصوصيات ظاهرى آن حضرت

در فصول المهمة آمده است : چهرهء آن حضرت شديدا گندمگون بود . در عمدة الطالب نوشته شده است : آن حضرت سيه‌چرده بود . ابن شهر آشوب در مناقب گويد : امام ( ع ) نورانى بود مگر در تابستان . چون مزاجش گرم بود . رنگ پوست بدن آن حضرت سبزه بود و ريشى انبوه و بسيار سياه داشت . از آنجا كه رنگ پوست امام ( ع ) بسيار گندمى بود ، آن را سبزه گفته‌اند و مقصود از سبزه همان گندمگون است . چنان كه شاعرى سروده است :
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 116 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين