همچنين ابن صباغ در فصول المهمه آورده است كه آن حضرت فرمود :
شيرينى دنياى تو مسموم است . پس شيرينى جز به سم خورده نمىشود .
خصال پسنديدهء تو امروزه مذموم است . پس حمد و سپاس جز با ذم و سرزنش به دست نيايد .
چون كارى پايان يافت ، نقص آن هويدا شود ، پس تو نيز چشم به راه زوال باش به هنگامى كه گويند تمام شد .
اگر در نعمتى بودى آن را رعايت كن كه گناهان ، نعمتها را از بين مىبرند .
و پيوسته سپاس خداوند را به خاطر آن نعمتها به جاى آور كه خداوند به شتاب انتقام مىگيرد .
پس اگر خواستههاى نفست را برآورده سازى ، در آن هنگام پشيمانى بر آدمى واقع مىشود .
در تذكرة الخواص است كه آن حضرت فرمود :
چون مكروهى نازل شد آن را مكروه مشمار كه فرجامها همواره با هم فرق دارند .
چه بسيار دستانى كه شكر آن سختيها را نمىگذارند و خداوند در ، از بين بردن سختيها به كمين نشسته است .
در الفائق زمخشرى است كه سعد بن ابى وقاص گفت : ديدم على ( ع ) در روز بدر مىگويد :
چون شترى جوان ( نهساله ) جوانم و همواره به دشمن شبانه يورش مىبرم گويى جن هستم .
براى چنين چيزى مادرم مرا بزاد و جنگ ياران ( عوان ) از من كين نستاند .
سبط بن جوزى در تذكرة الخواص گفته است : على ( ع ) دربارهء روزى فرمايد :
آن چه كه نيست پس هرگز با حيله هم پديد نمىآيد و آنچه كه قرار است باشد ، به زودى به وجود مىآيد .
به زودى آنچه قرار است باشد به هنگامش وجود خواهد يافت و جاهل رنج مىكشد و اندوهگين مىشود .
قوى تلاش مىكند اما با آن تلاش حظّى نمىبرد و ناتوان سست و از آن برخوردار مىشود .
همچنين سبط بن جوزى در تذكرة الخواص آورده است كه على ( ع ) فرمود :
اى مرد ! اين روزگار ، زمانى است كه برادرانش برادر نيستند .
برادرانش همگى ستمگرند و دو زبان و دو چهره دارند .
تو را با گشادهرويى ديدار مىكند ، در حالى كه در قلبش بيمارى است كه سعى در كتمان آن دارد .
تا از نزد او بيرون شوى او دروغ و بهتان به تو نسبت مىدهد .
اين روزگارى است كه مردم آن همگى چنينند و از ديدن انسان گرانى مىكنند .
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 814
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٨١٤