تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 814

مساهمون:

ص٨١٤
همچنين ابن صباغ در فصول المهمه آورده است كه آن حضرت فرمود : شيرينى دنياى تو مسموم است . پس شيرينى جز به سم خورده نمىشود . خصال پسنديدهء تو امروزه مذموم است . پس حمد و سپاس جز با ذم و سرزنش به دست نيايد . چون كارى پايان يافت ، نقص آن هويدا شود ، پس تو نيز چشم به راه زوال باش به هنگامى كه گويند تمام شد . اگر در نعمتى بودى آن را رعايت كن كه گناهان ، نعمتها را از بين مىبرند . و پيوسته سپاس خداوند را به خاطر آن نعمتها به جاى آور كه خداوند به شتاب انتقام مىگيرد . پس اگر خواسته‌هاى نفست را برآورده سازى ، در آن هنگام پشيمانى بر آدمى واقع مىشود . در تذكرة الخواص است كه آن حضرت فرمود : چون مكروهى نازل شد آن را مكروه مشمار كه فرجامها همواره با هم فرق دارند . چه بسيار دستانى كه شكر آن سختيها را نمىگذارند و خداوند در ، از بين بردن سختيها به كمين نشسته است . در الفائق زمخشرى است كه سعد بن ابى وقاص گفت : ديدم على ( ع ) در روز بدر مىگويد : چون شترى جوان ( نه‌ساله ) جوانم و همواره به دشمن شبانه يورش مىبرم گويى جن هستم . براى چنين چيزى مادرم مرا بزاد و جنگ ياران ( عوان ) از من كين نستاند . سبط بن جوزى در تذكرة الخواص گفته است : على ( ع ) دربارهء روزى فرمايد : آن چه كه نيست پس هرگز با حيله هم پديد نمىآيد و آنچه كه قرار است باشد ، به زودى به وجود مىآيد . به زودى آنچه قرار است باشد به هنگامش وجود خواهد يافت و جاهل رنج مىكشد و اندوهگين مىشود . قوى تلاش مىكند اما با آن تلاش حظّى نمىبرد و ناتوان سست و از آن برخوردار مىشود . همچنين سبط بن جوزى در تذكرة الخواص آورده است كه على ( ع ) فرمود : اى مرد ! اين روزگار ، زمانى است كه برادرانش برادر نيستند . برادرانش همگى ستمگرند و دو زبان و دو چهره دارند . تو را با گشاده‌رويى ديدار مىكند ، در حالى كه در قلبش بيمارى است كه سعى در كتمان آن دارد . تا از نزد او بيرون شوى او دروغ و بهتان به تو نسبت مىدهد . اين روزگارى است كه مردم آن همگى چنينند و از ديدن انسان گرانى مىكنند .