ابن اثير گويد : « آنگاه جز ذكر « لا إله الا الله » چيزى نگفت تا بمرد » . آن حضرت تا يك سوم از شب رفته ماند و سپس وفات يافت . دختران و زنان او ندبه سر دادند و بانگ و فرياد شدت گرفت . پس كوفيان دانستند كه امير مؤمنان ( ع ) رحلت يافته است . مردان و زنان فوج فوج و شتابان آمدند و فريادهاى بلند سر دادند . كوفه عزادار شد و صداى گريه و فرياد و ناله در شهر كوفه و قبايل و خانههاى آن بسيار بلند شد . اين روز مانند روزى بود كه رسول خدا ( ص ) در آن رحلت يافت . چون على ( ع ) وفات يافت حسن و حسين ( ع ) و محمد ، او را غسل دادند . ابو الفرج اصفهانى گويد : حسن ( ع ) و عبد الله بن عباس پيكر آن حضرت را شستند . ابن اثير به جاى نام عبد الله بن عباس ، از نام عبد الله بن جعفر ياد كرده است « 72 » . آن حضرت را در سه پوشش سپيد ، كه در آنها پيراهن و عمامه نبود ، بلكه پيراهن و عمامه از ديگران بود ، كفن كردند و با باقىماندهء حنوط رسول خدا ( ص ) ، او را نيز حنوط كردند . سپس پيكرهء او را بر تختش نهادند و پسرش حسن ( ع ) بر آن حضرت نماز گزارد و پنج يا شش يا هفت و يا نه تكبير بر او گفت . شبانه او را حمل كردند و به پشت كوفه ، به سوى نجف بردند و وى را در ثويه در كنار قائم الغريّين به خاك سپردند . در روايتى از امام باقر ( ع ) نقل شده است كه پسران آن حضرت ، حسن و حسين ( ع ) و محمد و عبد الله بن جعفر ، به قبر آن حضرت داخل شدند . و اخفاى قبر وى بنا به وصيت او و به خاطر ترس وى از بنى اميه و خوارج بوده است . ابو الفرج اصفهانى در مقاتل الطالبيين به سند خود از ابو البخترى نقل مىكند كه گفت : چون خبر كشته شدن امير مؤمنان ( ع ) به عايشه رسيد ، سجده كرد . طبرى در تاريخ و ابن اثير در كامل و ابو الفرج اصفهانى در مقاتل الطالبيين و ابن سعد در طبقات و مرزبانى در معجم الشعرا نقل كردهاند كه چون خبر رحلت على ( ع ) را به عايشه
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 746
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٧٤٦
هامش
( 72 ) . شيخ مفيد روايت كرده است : على ( ع ) شبى را نزد حسن و شبى را نزد حسين و شبى را نزد عبد الله بن جعفر افطار مىكرد . اما در نسخهء اصل به جاى نام عبد الله بن جعفر ، عبد الله بن عباس است و قرار دادن نام عبد الله بن جعفر به جاى عبد الله بن عباس اشتباه چاپى است . و چه بسا كه عبارت درست آن باشد كه على ( ع ) شبى نزد حسن ، شبى نزد حسين و شبى نزد عبد الله بن جعفر و شبى نزد عبد الله بن عباس افطار مىكرد و هم اينان بودند كه وى را غسل دادند . اين از جمله دلايلى است بر اينكه ابن عباس از امير مؤمنان ( ع ) جدا نشده بود . چنان كه در سيرهء امام حسن ( ع ) كه بدان اشاره خواهد شد ، آوردهام : عبد الله بن عباس در مقابل آن حضرت برخاست و مردم را به بيعت با حسن ( ع ) فراخواند . مردم نيز در بيعت با امام حسن ( ع ) شتاب گرفتند . و حسن ( ع ) عمال را تعيين كرد و عبد الله بن عباس را به بصره روانه كرد . و بازهم اين خود نشانهاى است بر عدم مفارقت ابن عباس از امير مؤمنان ( ع ) . مگر آنكه بگوييم درست آن است كه عبيد الله بن عباس به جاى عبد الله بن عباس بايد باشد . چنان كه شايد قول طبرى و ابن اثير بر آن دلالت كند كه پيش از اين نقل شد كه گفتهاند : كسى كه در هنگام صلح امام حسن ( ع ) حضور داشت ، عبيد الله بن عباس بود نه عبد الله . و الله اعلم .