و سير نفس به تعبير علّامه ابن فنّارى در « مصباح الانس » ( ص 295 ط 1 ) عبارت از تلبّس نفس به احوال متعاقبه است و اين احوال واردات نورى است كه عائد نفس مستعدّ صافى سائر مىگردد ، و شب را در صفاى نفس و عروج آن دخلى تمام است
سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا
حكم روى وصف عنوانى عبد رفته است .
وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً
( اسراء : 2 و 80 ) . نكتهء 483 « هزار و يك نكته » در اين مقام مطلوب است .
آيات و روايات در حثّ و ترغيب در خلوت و تهجّد شب و استغفار اسحار بسيار است . آن نيكبختى كه در ورطهء من كيستم افتاد به دنبال درمان دردش مىرود و به نگهداشتن برنامه و يافتن استاد و دل به دست آوردن چارهء خود مىكند و چنين كس را با شب انس سرشار است كه صاحبدل است و طالب ديدار است .
ز دل بسيار گفتى و شنيدى * شب ديوانهء دل را نديدى
شب ديوانهء دل يك طلسم است * كه تعريفش برون از حد و رسم است
ادب كردى چو نفس بىادب را * گشايى اين طلسم بو العجب را
دل ديوانهء رند جهانسوز * چو شب آيد نخواهد در پيش روز
بود آن مرغ دل بىبال و بىپر * كه شب خو كرده با بالين و بستر
به شب مرغ حق است و نطق حق حق * چو مىبيند جمال حسن مطلق
دلى كو بلبل گلزار يار است * شب او خوشتر از صبح بهار است
شب آيد تا كه دل در محق و در طمس * نمايد سورت و اللّيل را لمس
شب آيد تا كه انوار الهى * بتابد بر دل پاك از تباهى
خوشا صوم و خوشا صمت و خوشا فكر * خوشا اندر سحرها خلوت ذكر
شك نيست كه مناسبات زمانيّه از اتم مناسبات است چنان كه نفس كينونت در شهر اللَّه مبارك رمضان براى نفوس مستعدّه اثر تكوينى دارد ، و در نزل و قدوم ماه اصبّ رجب براى رجبيّون شهود خاصّى است چنان كه در « فتوحات مكّيّه » در وصف رجبيّون عنوان شده است ، و چند بار اين شهود خاصّ رجبى به بعضى از