فصل 5 [ در بيان اوقات و امكنه است و در آن يك تبصره است ]
اوقات را در تأثير دعا و احوال داعى ، دخلى بسزا است و اگر ابن الوقت و بالاتر از آن ابو الوقت شدهاى طوبى لك و حسن مآب . مطلقا شب را در ادعيه و اذكار و خلوت و فكر شأنى شايان است . ليل غيب است و انسان را به غيب و باطن مىكشاند و مىرساند .
بعضى از مشايخم از استادش حكايت كرد كه گفت : خداوند سبحان مىفرمايد :
الليل لى .
حق تعالى فرموده است :
إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قِيلًا * إِنَّ لَكَ فِي النَّهارِ سَبْحاً طَوِيلًا
( مزمل : 7 - 8 ) . روز بر اثر كسب معاش و تحصيل معاد و تزاول هر كس در حرفه و صنعت و شغلى كه دارد فراغ بال داشتن دشوار است مگر براى اوحدى از افراد كه مظهر اسم شريف يا من لا يشغله شأن عن شأن مىباشد كه ضابط جميع حضراتست و او را حضرتى از حضرتى باز نمىدارد به تحقيقى كه در فصّ اسحاقى « فصوص الحكم » به منصّهء ظهور رسيده است . امّا شب هنگام انزواى از خلق و انقطاع از مشاغل روز است كه انسان را به خلوت و وحدت مىكشاند و خلوت و وحدت به توحّد مىرسانند ، و تا انسان به توحّد نرسيده است به ادراكات عقلى و سير انفسى نائل نمىگردد كه تعلّق با تعقّل جمع نمىشود . و ما هر چه را كه ادراك مىكنيم از حيث احديّت وجودى خود ادراك مىكنيم نه با تفرّغ بال .