« من فضل طعام و شراب اجريته لامتك »
فضل در اينجا به معنى فضله است و مراد به فضله خون حيض است زيرا كه در وقت آبستنى خون حيض دو قسم مىشود قسمى از راه ناف به شكم طفل مىرود ، و تا در رحم است خوراك او مىشود و قسمى ديگر به پستانها مىرود و مستحيل به شير مىشود كه بعد از بيرون آمدن او از رحم غذاء او مىشود .
« و استعصمك من ملكته »
ملكة - به فتحات ثلاث - يعنى : پناه مىآورم به تو و طلب عصمت مىكنم از تو از آنكه شيطان مالك من شود و رقبهء مرا در ربقهء رقّيّت و بندگى خود در آورد كه بندهء او شوم و در فرمانبردارى او باشم .
« من صدف عن رضاك »
صدف - به صاد و دال بىنقطه و فاء - به معنى خرج و اعرض است ، اى من خرج او اعرض عن رضاك ، يعنى : هر كس كه بيرون آيد و اعراض نمايد از رضاى تو .
« من اليم النّكال »
تفسير نكال از پيش رفت « 1 » .
« الفاغرة افواهها »
فغرفاه - به فاء و غين نقطهدار و راء بىنقطه - به معنى گشادن دهن است .
« الصّالقة بانيابها »
صلق - به صاد بىنقطه و در آخر آن قاف - در معنى و در وزن مثل ضرب است .
« صلاة تشحن الهواء »
- به شين نقطه دار و حاء بىنقطه - به معنى تملأ است ، يعنى پر كردن .
« حتّى يرضى »
به صيغهء غايب است ، و ضمير راجع است به حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم . و درين فقره اشاره است به قول خداى تعالى از آنچه وعده داده است حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم [ را ] كه :
وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى
« 2 » . و در بعض روايات از ارباب عصمت - سلام اللَّه عليهم اجمعين - وارد شده است كه حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم راضى نخواهد بود تا يك كس از امّت او در آتش باشد ، و رضاى
هامش
( 1 ) ص 204 .
( 2 ) سورهء ضحى : 93 - آيهء 5 .