[ خداوندا بر محمد و آل او درود فرست آنگاه كه نيكان ياد شوند ، و بر محمد و آل او درود فرست تا شب و روز در گردش است ، درودى كه پشتوانهاش قطع نگردد و تعدادش به شمار نيايد ، درودى كه فضا را پر كند و زمين و آسمان را سرشار سازد . و درود خدا بر او و خاندانش تا راضى شود ، و درود خدا بر او و خاندانش پس از رضايتش ، درودى كه آن را حد و نهايتى نباشد اى مهربانترين مهربانان ] .
توضيح : [ تفسير مفردات دعاهاى مذكور ]
« السّلطان »
چنانچه در ذيل تعقيب صبح از پيش رفت مصدرست مثل غفران به معنى تسلّط .
« و خوالى الاعوام »
به خاء نقطهدار ، به معنى ماضى است كه عبارت از زمان گذشته باشد ، يعنى سالهاى گذشته . و اين اضافهء صفت است به موصوف .
« استعلى ملكك »
استفعال در اينجا به معنى فعل است به معنى علوّ ، اى علا ملكك .
« و تفسّخت دونك النّعوت »
تفسّخت - به فا و سين بىنقطه و خاء نقطهدار - به معنى تقطّعت و بطلت است ، زيرا كه تو فوق نعت ناعتينى ، يعنى : كبرياء تو بالاتر از آنست كه طاير انديشهء ناعتين به بال خيال بر مصاعد آن تصاعد تواند نمود ، و ساير تفكّر واصفين به قدم تصور بر مراقى آن ترقّى تواند كرد . و نعم ما قيل :
سالكانى كاندرين ره سالها بشتافتند * اندر آخر خويش را بر گام اول يافتند
« خرجت من يدى اسباب الوصلات »
- به صاد بىنقطه - جمع وصلت - به ضمّ واو - است و آن چيزى است كه به سبب آن به مطلوب مىتوان رسيد .
و مراد آنكه : بدرستى كه بيرون شده است از دست من اسبابى كه به سبب آن به